« و ليكن رسول خدا ، و كسانىكه ايمان آوردهاند با او ، با أموال و نفوس خودشان جهاد مىكنند ؛ و براى ايشاناست خيرات ، و ايشانند رستگاران . خداوند براى آنها بهشتهائى را كه در زير درختهاى سر بهم آوردهء آن نهرهائى جارى است ، مهيّا كرده ؛ و ايناست بهرهمندى و كاميابى بزرگ . »
واقدى گويد : جماعتى از أعراب به حضور رسول خدا آمده و با عذرهاى غير موّجه و نادرست ، خواستند خود را از جنگ معذور بدارند . خداوند عزّوجلّ عذرهاى آنها را نپذيرفت . و ايشان جمعى از نبى غِفَار بودند كه از ايشان بود : خُفَافُ بْنُ إيماءِ بْنِ رَحْضَه ، و مجموعاً هشتاد و دو نفر بودند . « 1 »
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
« 2 »
« و آمدند جماعتى از اعراب كه اعتذار از جنگ نموده ، و عذرهاى حقيقى خود را بيان مىكردند ؛ و يا جماعتى كه براى آنها عذرى ثابت نبوده و اعتذار موجّه و قابل قبولى را إرائه نمىدادند ؛ براى آنكه به ايشان دربارهء عدم حركت رخصت داده شود ؛ و كسانىكه خدا و رسول او را تكذيب كردند ؛ از خروج و كارزار با خصم نشستند . به زودى عذاب دردناكى به أفرادى از ايشان كه كافر شدهاند خواهد رسيد . »
شيخ طبرسىّ در تفسير اين كريمه گفته است : ممكن است مراد از مُعَذِّرون در اين آيه ، معتذرون باشد ؛ به اينكه تآء در ذال ، به جهتِ قربِ مخرج إدغام شده باشد ؛ چه آنها در حقيقت عذر داشتهاند ؛ و يا نداشتهاند . و ممكن است از باب تفعيل باشد ؛ و تعذير به معناى تقصير در عذر است ؛ يعنى مُقَصِّرى كه خود را به تو معذور نشان مىدهد ؛ و عذرى ندارد . و بنابراين سه احتمال در معناى آيه داده مىشود :
اوّل مقصّرينى كه اعتذار مىجويند از تو إى پيامبر و عذرى ندارند و أكثر
هامش
( 1 ) - « مغازى » ج 3 ، ص 995 .
( 2 ) - آيه 90 ، از سورهء 9 : توبه .