مفسّران اينطور گفتهاند .
دوّم معتذرينى كه اعتذار مىجويند ؛ و عذر هم دارند ؛ و ايشان جماعتى از بنى غِفار بودند . ابن عباس اين احتمال را داده است ؛ و گفته است : دليل بر اين معنى آنكه : خداوند
وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
را عطف بر آنها نموده است . و چون جماعت كاذبين عطف بر آنها شدهاند ؛ معلوم مىشود آنها در اعتذارشان صادق بودهاند .
سوّم گفته شده است كه معناى آن ، كسانى هستند كه خود را به صورت معذورين درآورده ؛ و اينطور جلوه مىدهند ؛ و در حقيقت معذور نيستند . « 1 »
ولى استاد علّامهء طباطبائى احتمال دوّم را مُنَجَّز دانستهاند و گفتهاند : مراد از معذّرين أفرادى هستند كه حقيقتاً عُذر دارند ؛ مانند كسانىكه نفقه و يا سلاح ندارند ؛ به دليل گفتار خدا :
وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا
- الآية و سياق كلام اقتضا دارد كه خداوند مىخواهد يكى از دو گروه را به ديگرى قياس كند ؛ تا شومى و پستى منافقين و فساد نيّتها و تيرگى و قلوبشان و شقاوت نفوسشان ظاهر شود . زيرا كه فرضيّهء جهاد دينيّه و نصرت خدا و رسول او طبقهء معذورين را چنان تهييج كرده است كه در نزد رسول خدا آمده ؛ و با فرض عدم تمكّن ، از پيامبر نيز استيذان مىكردند ؛ و أمّا اين فرضيّه در آن جماعتِ كاذب به هيچوجه مؤثّر واقع نشد . « 2 »
فلهذا براى بيان عدم گناه و معصيتِ ضعفآء و مريضها و كسانى كه تمكّن مالى نداشتهاند ؛ در صورتىكه مؤمن بوده ؛ و در خطِّ مَشْى رسول خدا گام بردارند ؛ آيات زير نازل شد :
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
-
وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ .
« 3 »
هامش
( 1 ) - « مجمع البيان » ج 3 ، ص 59 .
( 2 ) - « الميزان » ، ج 9 ، ص 379 و ص 380 .
( 3 ) - آيه 91 و 92 از سورهء 9 : توبه .