تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
درهم ريختگى جماعت بيشتر مىشد . و مؤيّد اين سخن آن‌است‌كه خداوند بعد از دو آيه مىفرمايد :
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ
. « 1 » « اگر منافقين قصد خروج و جهاد در راه خدا را داشتند ؛ تجهيزات و أسباب آن‌را فراهم مىكردند ؛ و ليكن بر خدا ناپسند بود كه آنها براى جهاد برانگيخته شوند ؛ و بنابراين ايشان را از كار كرد در پيرامون جهاد بازداشت ؛ و به كُندى و تأخير و سستى گروانيد ؛ و گفته شد به ايشان : بنشينيد با نشستگان ! » و بنابراين تخلّف و نفاق آنها مشهود بود كه در كار جهاد تهيّهء عدّه و عُدَّه نكردند ؛ و مقدّمات سفر را فراهم نياوردند ؛ و هر شخص عاقلى اين حقيقت را از چهره و آثارسيماى ايشان در مىيافت ؛ آنگاه چگونه متصوّر است كه اين أمر بر رسول الله « صلّى الله‌عليه و آله و سلّم » پنهان باشد ؟ خداوند قبل از نزول اين سوره ( سورهء برائت ) كراراً و مراراً از حالات آنها خبر داده است . و بنابراين چگونه صحيح است كه اين مؤاخذه و معاتبه از پيامبر أكرم مؤاخذهء جدّى و حقيقى باشد كه : چرا تو از إذن به ايشان دست باز نداشتى ؛ و از حال ايشان تفحّص ننمودى ، تا براى تو نفاق آنها روشن شود ؛ و منافقين از مؤمنين شناخته شوند ؟ ! پس مراد از مؤاخده و عتاب همان‌است كه ما ذكر كرديم .

پيغمبر خطا نمىكند ؛ و اجتهاد او عين صواب است

و از آنچه گذشت ، واضح مىشود كه : سخن آنان كه مىگويد : اين آيه دلالت بر صدور گناه از پيغمبر دارد - چون عفو بدون گناه معنى ندارد ؛ و إذن در تخلّف از رسول خدا قبيح بوده ؛ و اين گناه از گناهان صغيره‌اى بوده است كه از آن‌حضرت سر زده است ؛ نه فعل مباح ؛ زيرا در فعل مباح و مُجاز نمىگويند : چرا بجا آوردى ؟ - باطل و فاسد است ؛ زيرا ما مشروحاً مبين ساختيم كه آيه در صدد غرض جدّى نسبت به رسول خدا نيست . علّامه بعد از شرح مختصرى مىفرمايد كه : اين سخنگو بعد از بيان درازى
هامش
( 1 ) - آيه 46 از سورهء 9 : توبه .