و نيز دربارهء جَدُّ بْن قَيس اين آيه نازل شد :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ .
« 1 »
« و بعضى از منافقين مىگفتند : به ما اجازه بده در مدينه بمانيم و ما را ( بديدن زنان رومى ) به فتنه مينداز ! آگاه باش اى پيغمبر كه آنها در عين فتنه فرو رفته ؛ و در درّهء خوفناك آن سقوط كردهاند و حقاً كه جهنّم بر تمام كافران احاطه دارد » .
زيرا كه أوّلًا دروغ گفتن ؛ و ثانياً شكّ در ايمان داشتن ، و دعوت پيامبر را براى جهادهاى نزديك و آسان كه داراى غنيمتى است پذيرفتن ؛ و براى جهادهاى دور دست و مشكل ردّ كردن ؛ بزرگترين فتنهاى است كه در آن سقوط كردهاند .
اين مرد مىپنداشت كه زنان رومى با جمال خود او را به فتنه مىاندازند ؛ و از پاى در مىآورند . و دروغ مىگفت ؛ و اينطور وانمود مىكرد كه از جنگ رهائى يابد ؛ و جان خود را كه از جان رسول خدا بيشتر دوست مىداشت محفوظ نگاهدارد ؛ و اين طرز تفكّر بزرگترين فتنهاى است كه در آن غوطه ور شده است .
چون اين آيه فرود آمد ؛ عبد الله به نزد پدرش آمد ، و گفت : مگر من به تو گوشزد نكردم كه دربارهء تو آيهاى نازل مىشود كه مسلمانان آن را مىخوانند ؟ ! جدّ به پسر گفت : اسْكُتْ عَنِّى يا لُكَعُ وَ اللهِ لَا أنْفَعُكَ بِنَافِعَةٍ أبَداً ، وَ اللهِ لَانْتَ أشَدُّ عَلَىَّ مِنْ مُحَمَّدٍ . « 2 »
« ساكت شو اى لئيم ! دست از گفتارت به من بردار ! سوگند به خدا كه از اين به بعدهيچ نفعى را به تو نمىرسانم ! سوگند به خدا كه وجود تو براى من از محمّد شديدتر است » !
هامش
( 1 ) - آيه 49 ، از سورهء 9 : توبه .
( 2 ) - « مغازى » واقدى ، ج 3 ، ص 989 تا ص 993 . و مختصر اين مطلب را ابن هشام در « سيرهء خود ، ج 4 ، ص 943 و ص 944 آورده است ، و تفسير « نور الثَّقَلين » ج 2 ، ص 223 ، و سيرهء « حلبيه » ج 3 ، ص 150 .