سوى روميان چه كار است ؟ سوگند به خدا كه من از خوف روميان در أمان نيستم ؛ و من در منزلگاهم در خُرْبَى مىمانم ! تو با آنها برو و جنگ كن ! اى فرزندم سوگند به خدا كه من از حوادث كوبنده و وقايع درهم شكننده اطلاع دارم !
عبد الله پسرش گفت : سوگند به خدا در تو چيزى نيست جز نفاق ؛ و با خشونت و غلظت پاسخش را داد ! و گفت : به خدا قسم دربارهء نفاق تو بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، آيهاى از قرآن نازل مىشود كه مردم آن را قرائت مىنمايند « 1 » جدّ از پسرش به خشم آمد ؛ و كفش خود را برداشت و به چهرهء فرزند زد .
عبد الله با پدر ديگر سخنى نگفت و از حضور او برخاست . و اين مردم خبيث پيوسته قوم و طائفهء خود را از حركت باز مىداشت و به جَبَّارُ بْن صَخْر و جماعتى كه از بَنِى سَلِمَه با او بودند گفت : يا بَنى سَلِمَه در گرما كوچ نكنيد ! مىگفت : در گرما بيرون نرويد ! به جهت آنكه مردم را از جهاد باز دارد ؛ و شكّى كه از حقّ در دل داشت ؛ و به جهت إشاعهء شايعاتِ فتنه انگيز و متفرّق كننده بر عليه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، اين آيات دربارهء او نازل شد :
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ . فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ .
« 2 »
« تخلّف كنندگان به جهت نشست و قعودشان بر خلاف حركت رسول خدا ، مسرور و شادمان شدند ؛ و جهاد در راه خدا را با أموالشان و با جهانهايشان سخت و ناگوار داشتند ؛ و مىگفتند : در گرما كوچ نكنيد ! بگو اى پيغمبر كه آتش جهنّم حرارتش بيشتراست ؛ اگر ايشان اينطور بودند كه مىفهميدند !
و بايد آنها كم بخندند و بسيار گريه كنند به پاداش أعمالى كه از آنها سر زده است » .
هامش
( 1 ) - اين قضيه را تا اينجا در تفسير « الميزان » ج 9 ، ص 313 و ص 314 از « تفسير قمى » آورده است ؛ و كتاب « حياة محمّد » ص 426 و ص 427 .
( 2 ) - آيه 81 و 82 ، از سورهء 9 : توبه .