دعاى پيامبر تمام كمالات خود را حتّى نبوّت را براى على « عليه السّلام »
قَالَ : إنَّى لَمْ اسْألِ اللهَ شَيْئاً إلَّا أعْطانِيِه ! وَ لَمْ أسْألَ لِنَفْسِى شَيْئاً إلّا سَألْتُ لَكَ مِثْلَهُ ! إنىِّ دَعُوتُ الله أنْ يُوَأخِىَ بَيْنِى و بَيْنِكَ فَفَعَلَ .
وَ سَألْتُهُ إذَا ألْبَسَنِى ثَوْبَ النُّبوَّة وَ الرِّسَالَة أنْ يُلْبِسَكَ ثَوْبَ الْوَصِيَّة و الشَّجَاعَة ؛ فَفَعَلَ .
وَ سَألْتُهُ أنْ يَجْعَلَكَ وَصيىِّ ؛ وَ وارِثى ؛ وَ خَازِنَ عِلْمِى ؛ فَفَعَل .
وَ سَألْتُهُ أنْ يَجْعَلَكَ مِنِّى بِمَنْزِلَة هارُونَ مِنْ مُوسَى وَ أنْ يَشُدَّ بِكَ أزرِى ؛ وَ يُشْرِكَكَ فِى أمرى فَفَعَلَ ؛ إلّا أنَّهُ لا نَبِىّ بَعْدِى ؛ فَرَضيِتُ - الحديث « 1 »
« رسول خدا « صلّى الله « عليه و آله و سلم » فرمود : من از خداوند چيزى را نخواستهام مگر آنكه به من عطا كرده است ! و من چيزى را براى خودمنخواستهام ! مگر آنكه مثل آنرا براى تو خواستهام !
من از خداوند خواستهام ؛ ميان من و تو عقد اخوّت و برادرى برقرار كند ؛ و تو را برادر من گرداند ؛ اين خواهش را خداوند پذيرفته است .
و من از خداوند خواستهام ؛ در اين صورتىكه به من خلعتنبوّت و رسالت را پوشانيده است ؛ به تو خلعت وصيّت و شجاعت را در بر كند ؛ و اين خواهش را پذيرفته است .
و من از خداوند خواستهام كه تو را وصىّ من ؛ و وارث منِ ؛ و مَخْزن علم من قرار دهد ؛ و اين خواهش را پذيرفته است .
و من از خداوند خواستهام كه منزله و نسبت تو را با من همانند منزله و نسبت هارون به موسى گرداند ؛ و پشت مرا به تو محكم كند ؛ و تو را در أمر رسالت من شريك گرداند ؛ خداوند خواهش مرا پذيرفته است مگر نبوّت تو را ! زيرا كه من خاتم النبييّن هستم ؛ و پس از من پيامبرى خداوند نمىفرستد . من هم به عنايت خداوندى به تمام كمالات از وصايت و اخوّت و وراثت و وزارت و خلافت و ولايتى كه به تو عنايت فرمود ؛ و از دادن خصوص مقام نبوّت خوددارى كرد ؛ راضى شدم . »
هامش
( 1 ) - « كتاب سُليم بن قَيس » هلالى كوفى ؛ ص 221 و ص 222 . و مختصر مضمون اين روايت را در « كنزل العمال » ج 15 ص 150 در شمارهء 428 از أميرالمؤمنين « عليه السّلام » ذكر كرده است .