تقاضاى موسى از خداوند ؛ وزرات و نبوّت را براى برادرش هارون
اين آيات مباركه راجع به حضرت موسى و برادرش هارون على نبيّنا و آله و عليهما الصّلوة و السّلام است ؛ و تقاضاى حضرت موسى از خداوند عزّوجلّ اين بود كه در تبليغ رسالت و أداءِ أمانت إلهيّه و برانگيخته شدن به سوى قوم مشرك : فرعون جنايت پيشه ؛ و هامان وزيرش و ساير متعدّيان و متجاوزانى كه با او همراه بودند ؛ و تمام قوم را پيرو شهوات و أميال نفسانيّهء خود نموده بودند ؛ آنحضرت معين و ياور و وزيرى داشته باشد ؛ تا در اين أمر موفّق آيد ؛ و أداءِ رسالت كند .
آنچه را كه حضرتموسى « عليه السّلام » ؛ از خداوند طلب نمود ؛ اين بود كه : برادرش هارون را در أمر نبوّت و رسالت شريك او قرار دهد ؛ و به منصب نبوّت و رسالت منصوب كند ؛ تا هر دو با هم قدم به قدم در اين راه گام بردارند ؛ هر دو از خداوند ؛ وحى و إلهام گرفته ؛ و هر دو در تبليغ رسالت يار و ياور هم باشند .
حضرت موسى داراى مقام نبوّت و رياست كلّيّه بر بنى اسرائيل و سبطيان ؛ و إرشاد و هدايت فرعونيان و قبطيان بوده باشد ؛ و حضرت هارون داراى مقام نبوّت و وزارت ؛ و معاونت امور را در دست داشته باشد .
و بهطور كلّى هر دو با يكديگر سخن به سخن ؛ و گام به گام ؛ دست در دست يكديگر نهاده ؛ و هر دو از خداوند وحى گرفته ؛ يكى به عنوان إمارت و ديگرى به سمت وزارت مشغول كار شوند .
خداوند را بسيار تسبيح كنند ؛ و تنزيه و تقديس نمايند ؛ و از شوائب فقر و نياز و احتياج به امور عالم كثرت و استمداد از أشياء و مصلحت بينىها در أمور ؛ پاك و مقدّس بدارند ؛ و ياد خدا را زياد بنمايند ؛ چون خداوند به أحوال ايشان بصير و از ممشى و مسلك آنها مطلّع و از نيّات و سرائر آنان نيز مطّلع است .
از جانب خداوند به حضرت موسى عليه السّلام خطاب آمد كه : دعايت به إجابت رسيد و خواسته است داده شد ؛ ما برادرت هارون را در أمر نبوّت شريك تو قرار داديم ؛ و در أمر إمارت و ولايت معين و ياور و وزير تو ساختيم ! اينك به سوى فرعون طغيانگر برويد ؛ و او را دعوت به دين توحيد ؛ و مَشى در صراط استقامت و عدالت بنمائيد ! و اين نصب وزارت را صريحاً در قرآن كريم براى حضرت هارون