سنگين مىكند ؛ و در هم مىكوبد ؛
5 - آيا تو طمع دارى در كسى كه على را خسته كرده است ؟ پس اى خاك بر سر آن طمع تو !
6 - حقّاً يك روز على بهتر است از تمام عمر تو و وجود تو ؛ چه در زمان حياتت ؛ و چه بعد از مرگت ! پس جان تو به فداى على باد !
7 - و أمَّا أمر كشته شدن عثمان را واگذار ؛ و دست از اين گونه سخن بردار ! زيرا كه غم و غصّه وارد بر جسم ؛ ديگر براى انسان رأى و نظريّهاى را باقى نمىگذارد ؛ و انديشه و فكر را مىزدايد .
و نيز ابن عبد البرّگويد :
قال ابوعمر : سُئِلَ عَلىُّ رَضِىَ اللهُ عَنْهُ عَنِ الَّذينَ قَعَدُوا عَنْ بَيْعَتِهِ وَ نُصْرَتِهِ وَ الْقِيَامِ مَعَهُ . فَقَالَ : اولَئِكَ قَوْمٌ خَذَلُوا الْحَقَّ وَ لَمْ يَنْصُرُوا الْبَاطِلَ « 1 »
« از على « عليه السلام » دربارهء كسانىكه از بيعت با او تخلّف كردند ؛ و از يارى او و قيام براى نصرت و معاونت او خوددارى كردند ؛ چون پرسيدند ؛ در پاسخ گفت : ايشان كسانى هستند كه حقّ را مخذول و تنها گذاردند ؛ و باطل را نيز يارى نكردند . »
و نيز ابن عبدالبر گويد : در وقت كشته شدن عثمان ؛ با على « عليه السّلام » براى خلافت بيعت كردند ؛ و تمامى مهاجرين و انصار بر بيعت با او اتّفاق نمودند ؛ و چند نفر از ايشان از بيعت تخلّف كردند .
على « عليه السّلام » آنها را غفلتا دستگير نكرد ؛ و آنها را بر بيعت نيز اكراه ننمود ؛ و چون دربارهء آنها از او پرسيدند ؛ در جواب گفت اولَئِكَ قَوْمٌ فَعَدُوا عَن الْحَقَّ وَ لَمْ يَقُومُوا مَعَ الْبَاطِلَ . « 2 »
« ايشان گروهى هستند كه از نصرت حقّ ؛ از پا نشستند ؛ و با باطل هم به پا نايستادند » .
عذر سَعْد وقّاص در عدم بيعت با أميرالمؤمنين « عليه السّلام » قبول نيست
و ما مقانى گويد : كَشىِّ مىگويد : من در كتاب أبىعبد الله شَاذَانى يافتم كه
هامش
( 1 ) - استيعاب ج 2 ؛ ص 610 .
( 2 ) - استيعاب ج 3 ؛ ص 1120 .