استشهادهاى مولى الموالى حضرت اميرالمؤمنين « عليه السّلام » بر حقّانيّت خود و تعيّن ولايت و امامت و خلافت به نصوص كثيرهء واضحه وارده از رسول خدا « صلى الله عليه و آله و سلم » ؛ باز طرفدارى از قوم خويش خود عثمان نمود ؛ و به او راى مثبت داد ؛ و پس از عثمان با اميرالمؤمنين « عليه السلام » بيعت نكرد ؛ و در جنگ جمل و صفّين و نهروان كمك ننمود و منعزل بود .
مسعودى مىگويد : سَعْد و اسامة بن زيد و عبد الله بن عُمَر و محمّد بن مسلمه از كسانى هستند كه از بيعت با على بن أبىطالب « عليه السلام » ابا و امتناع كردند ؛ و از نصرت و يارى او به كنار نشستند ؛ با بعضى ديگر نيز كه ما در زمرهء نشستگان از بيعت على نام آنها را بردهايم ؛ و دليلشان اين بود كه مىگفتند : اين فتنهاى است كه رو آورده است .
و بعضى از آنان به على گفتند :
اعْطنا سُيُوفاً نُقَاتَلُ بِهَا مَعَكَ ! فَإذَا ضَرَبْنَا بِهَا الْمُؤمِنينَ لَمْ تَعْمَلْ فِيهْم ؛ وَ بِنَتْ عَنْ أجْسَادِهِم ؛ وَ إذَا ضَرَبْنَا بِهَا الْكافِرينَ سَرَتْ فِى أبْدانِهِمْ ! فَأعْرَضَ عَنْهُمْ عَلىُّ وَ قَالَ : وَ لَوْ عَلِمَ اللهُ فيهِمْ خَيْراً لَأسْمَعَهُمْ ؛ وَ لوْ أسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُون . « 1 »
« به ما شمشيرهائى بده كه با آنها در راه تو جنگ كنيم ؛ و آن شمشيرها بدين گونه باشد كه چون بر مؤمنان فرود آريم در بدن آنها اثر نكند ؛ و از بدنهايشان جدا شود ؛ و چون با آنها بر كافران بزنيم در بدنهايشان اثر كند !
حضرت أميرالمؤمنين « عليه السّلام » از ايشان إعراض كرد و گفت : اگر خداوند در آنها خيرى را مىدانست گوش آنها را شنوا مىنمود ؛ و اگر گوش آنها را هم شنوا كند ؛ هر آينه ايشان روى بر مىگردانند و إعراض مىكنند . »
گويندهء اين كلام به أميرالمؤمنين « عليه السّلام » سَعْد وقّاص است ؛ و با اين گفتار خود مىخواهد بگويد : اينك مسلمين و مؤمنين درهم ريختهاند ؛ و لشگريان تو و لشگريان مقابل تو همه مسلمانند ؛ و ما نمىتوانيم به عنوان كمك تو ؛ با سپاه مقابل تو جنگ كنيم ؛ و آنها را بكشيم ! ما جنگ با كافران مىكنيم ؛ نه با
هامش
( 1 ) - « مروج الذّهّب » ج 3 ؛ ص 24 ؛ و ص 25 . و اين آيه ؛ آيه 23 از سورهء 8 : أنفال است .