صداى شيههء اسبان تازى ؛ و همهمهء مردان غازى ؛ و صداى پرچمهاى رياست به گوش مىرسد ؛ آنوقت است كه معلوم مىشود چه كسى ثابت مىماند ؛ و چه كسى مىلغزد ؛ و پايش در حفرهء شهوات فرو مىرود ؛ و به دوزخ سرازير مىشود . محبّتِ رياست ، و حسّ تفوّق جوئى و بلندمنشى و محبّت مال و زر سرخ ، و اجتماع غوانى و سماع أغانى كور و كر مىكند . حُبُّ الشّىء يعْمِى وَ يصِمُّ . « محبّت به هر چيز انسان را از نظر به غير آن چيز كور و كر مىكند ؛ و غير از آن محبوب ، چيزى نمىشنود و چيزى نمىبيند و ادراك نمىكند . »
چقدر لطيف و زيبا قرآن كريم اين حقيقت را بهطور كلّى بيان فرموده است :
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
. « 1 »
« سوگند به جان تو اى پيامبر ! آن قوم لوط و مردم دنياپرست ، پيوسته در مستى حَيْرت ، و در سُكر غفلت ، و خواهشهاى نفسيّهء خود گم و گمراه مىباشند . »
معاويه در مرگ إمام حسن عليه السّلام سجدهء شكر بجاى آورد
ابن عبد ربّه اندلسى مىگويد : چون خبر مرگ إمام حسن مجتبى ابن على بن أبىطالب به معاويه رسيد ؛ به روى چهرهء خود ، بر زمين به سجده خدا افتاد ؛ و پس از آن فرستاد نزد ابن عبّاس و همراهان او در شام و ابن عبّاس را تعزيت و تسليت داد ؛ و معاويه از فوت إمام حسن مجتبى « عليهالسّلام » اظهار شادى و سرور مىكرد .
معاويه به ابن عبّاس گفت : أبومحَمّد ( حضرت إمام حسن ) چقدر عمر داشت ؟
ابن عبّاس گفت : عمر او زبانزد همهء قريش است ؛ عجب است از آنكه مثل توئى نمىداند ؟
معاويه گفت : به من چنين رسيده است كه او أطفال كوچكى از خود باقى گذارده است .
ابن عبّاس گفت : هر صغيرى كبير مىشود ؛ و طفل ما به قدر مرد بزرگ است ؛ و صغير ما كبير است . و سپس گفت : اى معاويه ! چرا من اينگونه ترا به مرگ حسن ابن على شاد مىبينم ؟ ! سوگند به خدا ؛ موت حَسَن در أجل تو تأخير نمىاندازد ؛ و
هامش
( 1 ) - آيه 72 ، از سورهء 15 : حِجْر .