تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و پس از اين ، محدّث بحرانى - رحمة الله - عليه مىگويد : اينك تو بنگر و نگاه كن كه : آنچه را كه مخالفين ما در نصوصيّت بر خلافت أميرالمؤمنين « عليه السّلام » پس از رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » ، خودشان روايت مىكنند ؛ كه در بين جميع فرق إسلام إجماع بر روايت آن‌است همان‌طور كه ابن أبىالحديد ذكر كرده است ؛ و غير اين أبىالحديد نيز ذكر كرده است ؛ نصّ صريحى است از مخالفين ما ، كه رسول خدا نمُرد مگر آنكه على را به تنصيص و تصريح بر مقام إمامت و خلافت و وزرات تعيين كرد . و اين گفتار عين گفتار شيعه است . بنابراين ، إنكار بعضى از مخالفين مثل همين ابن أبى الحديد ، در بعضى از مواضع شرح او بر نهج البلاغه ، باطل است ؛ چون برهان بر خلاف خود إقامه كرده است ؛ و خودش همين‌طور كه ما در اينجا آورديم ، اعتراف و إِقرار نموده است كه : جميع مراتب و منازل هارون نسبت به موسى براى على « عليه السّلام » ثابت و محقّق است ؛ مگر نبوّت . چون رسول خدا خاتم الأنبياء است ؛ و اگر ختم نبوّت به پيغمبر نمىشد ؛ طبق نصِّ صريحِ همين حديث منزله ، شريك در نبوّت رسول الله نيز بود . و اين صريحاً اقتضا دارد كه نصّ صريح بر إمامت و خلافت و وزارت على « عليه السّلام » وارد است ؛ در همان مراتبى كه براى هارون نسبت به موسى ثابت بوده است ؛ و اين مطلب واضح و بَينْ و آشكار است كه در آن هيچ‌گونه خفائى نيست و الله يهدى من يشاء إلى صراط مستقيم و أعوذ بالله سبحانه‌و تعالىمن الضلالة بعد تبين الهدى و الحمد للّه رب العالمين . « 1 »

وصيّت رسول خدا به انصار و بيان حديث منزله

و نيز در « غاية المرام » از سيّد أجلّ أبوالقاسم على بن موسى بن جعفر بن طاوس ، در سى و سى طرائفى كه بر نصّ ولايت و خلافت و إمامت و وصيّت على بن أبىطالب أميرالمؤمنين « عليه السّلام » آورده است ؛ در طُرفهء دهمين كه در تصريح حضرت رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » است در وقت وفات خود بر خلافت على « عليه السّلام » ، بر صغار و كبار ، و جميع أهل شهرها ، در محضرت أنصار مدينه ، از حضرت أبوالحسن موسى بن جعفر ، از پدرش « عليهما السّلام » روايت كرده است كه : آن حضرت
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 126 حديث صَدُم از عامّه .