در آن هيچ شبهه و ترديدى نيست .
صاحب « جواهر » گويد : و در هر صورت با زنا نَسَب ثابت نمىشود ؛ و در اين موضوع إجماع به هر دو قسم آن از محصّل و منقول موجود است ؛ بلكه ممكن است ادّعاى ضروريّت اين مسئله را نمود ؛ فضلًا از ادّعاى معلوم بودن آن را از تواتر نصوص در اين مسئله . بنابراين اگر يقيناً و جازماً مرد زنا كند و طفلى از آب مرد پرورش يابد ؛ آن طفل را شرعاً نمىتوان بدان مرد نسبت داد ، بر وجهى كه أحكام پدر و فرزندى بين آنها جارى شود ، و همچنين است نسبت به مادر آن طفل . « 1 »
و در روايات از اين نطفهء منعقدهء از زناى مسلّم تعبير به لُغْيهَ شده است ؛ يعنى اين بچّه زنازاده مُلغى و باطل است . و در « مجمع البَحْرين » گويد : لُغْية با ضُمّ لام ، و سكون غين معجمه و فتح ياء تحتانيه به معناى مُلغى است ؛ يعنى بچّهاى كه از زنا متولّد شده است . « 2 »
محمّد بن حَسَن قمّى مىگويد : أصحاب ما نامهاى بهتوسّط من براى حضرت إمام محمّد باقر « عليه السّلام » فرستادند ؛ كه در آن از اين مسئله از آن حضرت سؤال شده بود :
چه مىگوئى دربارهء مردى كه با زنى زنا كرده است ؛ و آن زن آبستن شده است ؛ و پس از اين ، آن زن را به ازدواج خود درآورده است ؛ و بچّهاى زائيده است كه از همهء مخلوقات خدا به اين مرد شبيهتر است ! !
حضرت با خطّ خود نوشتند و با مهر خود مُهر كردند كه : الْوَلَدُ لُغية لا يورَث . « 3 » « اين بچّه زائيده شده ، مُلْغى و باطل است و از اين مرد إرث نمىبرد . »
و بنابراين بين بچّهء زائيده شده از زِنا ، چه از طرف پدر ، و چه از طرف مادر نسبت شرعى متحقّق نيست و عنوان هفتگانهء نسب ، از مادر ، و دختر ، و خواهر ، و
هامش
( 1 ) - « جواهر الكلام » شيخ محمّد حسن نجفى از بهترين كتابهاى فقه شيعه است ؛ كتاب نكاح ، باب عدم إثبات النَّسَب بالزنا ، از طبع حروفى ج 29 ص 256 و ص 257 .
( 2 ) « مجمع البحرين » طُرَيحى ، مادّهء لَغَا .
( 3 ) - « وسائل الشّيعة » كتاب نكاح ، باب 101 ، از أبواب أحكام أولاد ، حديث اوّل .