تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
وقّاص دارد ) چرا كه ولد و بچّهء زائيده شده متعلّق به صاحب فراش است ؛ و براى زناكار چيزى نيست جز تهيدستى و خاك و سنگ . و سپس رو كردند به عيال خودشان سَوده بنت زَمْعَه و گفتند : از اين طفل و جوان حجاب داشته باشد . عائشه مىگويد اين جوان ديگر سودهء را هيچ‌گاه نديد . » « 1 »

نامهء أميرالمؤمنين « عليه السّلام » به زياد ، در بطلان تحقّق نسب با زنا

و أميرالمؤمنين « عليه السّلام » در نامه‌اى كه به معاويه نوشتند در پاسخ او گفته بود : تو اى على ؛ زياد را از أبوسفيان نفى كردى ! چنين نوشتند كه : من او را نفى نكردم ؛ بلكه او را رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » نفى كرده است كه فرموده است : الوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعَاهِر الْحَجَرُ . « 2 » و در نامه‌اى كه زياد به حضرت امام حسن مجتبى « عليه السّلام » نوشته و قصد إهانت آن حضرت را داشته است و نوشته است از زيادُ بن أبىسُفيان الى حَسَنِ بن فاطِمَة حضرت امام حسن « عليه السّلام » در پاسخ او نوشتند : مِنَ الحَسَنِ بن فاطِمَة إلى زيادِ بنِ سُمَية ، أمّا بعدُ فَإنَّ رَسُولِ اللهِ « صلّى الله عليه و آله و سلّم قالَ : الوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعَاهِر الحَجَرُ . وَ السَّلامُ . « 3 » بارى در بين جميع أهل اسلام هيچ خلافى نيست در اينكه بچّه متولّد شده ، در فراش صحيح ، متعلّق به صاحب فراش است . يعنى نَسَبِ او با آن مردى است كه به نكاح صحيح اين زن ، بچّه را زائيده است ! اين بچّه فرزند اوست ؛ و او است پدر بچّه ؛ و برادران اين بچّه از اين نكاح
هامش
( 1 ) - و بنابراين كه رسول خدا ، سوده ، خواهر عبد بن زمعه را أمر به احتجاب كردند ؛ نه از باب حكم مسلّم شرعى است بلكه از باب احتياط بوده است چون عبد بن زمعه همان‌طور كه در روايت آمده است شباهت بسيارى به عتبة بن أبى وقّاص داشته است و در علم اصول مقرّر است كه احتياط عقلًا و شرعاً نيكوست حتّى با وجود حجّت معتبر على أحد الاحتمالين . ( 2 ) - « بحار الأنوار » طبع كمپانى ، ج 10 ، ص 127 ، و كتاب « القواعد الفقهيّة » ج 4 ، ص 21 . و در كتب أربعه ، مشايخ ثلاثة ، از حسن بن صيقل از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت كرده‌اند كه حسن بن صيقل مىگويد : سمعته و يسأل عن رجل اشترى جارية ثمّ وقع عليها قبل أن يستبرء رحمها قال عليه » السّلام » بئس ما صنع يستغفر الله و لا يعد ؛ قلت : فإن باعها من آخر و لم يستبرء رحمها ثمّ باعها الثّانى من رجل آخر فوقع عليها و لم يستبرء رحمها فاستبان حملها عند الثالث : فقال أبو عبد الله عليه » السّلام » : الولد للفراش و للعاهر الحجر . ( 3 ) - « شرح نهج » ابن أبى الحديد ، ج 16 ، ص 194 .