تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
قائم نشود كه اين طفل از زنا بوده است ؛ بايد اين طفل را از صاحب فراش دانست ؛ نه از شخص زناكار ، گرچه تولّد اين طفل مشكوك باشد ؛ و يا به ظنّ غير حجّت ، مانند شباهت در صورت ، و يا قول قيافه شناسان ، و يا تجزيهء خون طفل و أمثال ذلك . گمان قوى نيز برده شود كه نطفهء اين طفل از زنا بوده است . و در اين حُكْم شيعه و عامّه إجماع دارند كه شخص زناكار نمىتواند بچّه را به خودش ملحق سازد . و اين حكم از رسول خدا در وقتى بود كه بين سَعْد بن أبىوقّاص و عَيد بن زَمْعَه در بچّه‌اى كه از زَمْعَه بود ، نزاع شد . در سنهء عام الفتح كه سَعْد بن أبىوقّاص به مكّه مىرفت برادرش عُتبة بن أبى وقّاص به او گفت : كه پسر زمْعَه از نطفهء من متولّد شده است ؛ و زائيده شده از من است ؛ او را بگير و بياور ! در عام الفتح سَعْد بن أبىوقّاص پسر زَمْعَه را گرفت ؛ و گفت : اين پسر برادر من است ؛ كه دربارهء او به من سفارش شده است . عَبد بن زَمْعَه كه برادر آن پسر بود ؛ برخاست ، و گفت : اين برادر من است و زائيده شده از پدر من است ؛ كه در فراش او به دنيا آمده است . نزاع و مخاصمه را به نزد رسول خدا بردند . ( سَعْد ) گفت : اى رسول خدا ! اين غلام و طفل پسر برادر من عُتْبَة بنُ أبى وقّاص است ؛ او به من توصيّه كرده است كه اين پسر اوست ؛ ببين چقدر شبيه است با عُتْبة ! عَبْدُ بنُ زَمْعَه گفت : اى رسول خدا اين برادر من است كه در فراش پدر من متولّد شده است ؛ و جزء اولاد اوست . رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » نظرى به طفل فرمود : و ديد شباهت روشنى به عُتْبة دارد . آنگاه رو كرد به عَبدُ بنُ زَمعَه و فرمود : هُوَ لَكَ يا عَبْدُ ! الوَلدُ لِلفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ . وَ احْتَجِبِى مِنهُ يا سُودَة بِنْتَ زَمْعَة ! قَالَت عائشَة : فَلَم يرَ سَودَة قَطُّ . « 1 » « اين طفلْ برادر تست اى عَبْد بن زَمْعَه ( با وجود شباهتى كه به عتبة بن أبى
هامش
( 1 ) - « صحيح مسلّم » مفهرس ، طبع بيروت ، دار إحياء الكتب العربيّة ، باب الولد للفراش و توفّى الشبهات ، ج 2 ، ص 1080 و نيز در همين جا يك روايت ديگر از عائشه و دو روايت ديگر از أبو هريره روايت كرده است كه رسول خدا گفته است : الولد للفراش و للعاهر الحجر .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 113 | السيد محمد حسين الطهراني