تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
تطهير را شاهد مىآورد . توضيح آن‌است‌كه در « نهج البلاغة » آمده است كه چون به أمير المؤمنين « عليه السّلام » رسيد كه بنى اميّه ، او را به شركت در خون عثمان متّهم نموده‌اند ، فرمود : أَ وَ لَمْ ينْهَ امَية عِلْمُها بِى عَنْ قَرْفِى ؟ أوَ مَا وَزعَ الجُهَّالَ سَابِقَتِى عَن تُهْمَتِى ؟ وَ لَما وَعَظَهُمُ اللهُ بِهِ أبْلَغُ مِن لِسَانِى ؛ أنَا حَجِيجُ المَارِقِينَ . وَ خَصيمُ المُتابِينَ ؛ وَ عَلَى كِتابِ اللهِ تُعْرَضُ الأمْثَالُ ؛ وَ بِمَا فِى الصُّدُورِ تُجازَى العِبَادُ . « 1 » « آيا علم بنى اميّه به من و أحوال من و موقعيّت من در دين ، باز نداشته است آنها را از اينكه مرا به عيب متّهم كنند ؟ آيا سابقهء من در دين ، و خصوصيّات ممتدّهء من در إيمان و إسلام و منزلت و جهاد ، آنان را منع نكرده است ، از نسبت بدون پايه و اساس و تهمت ؟ و آنچه خداوند آنها را بدان پند دهد ، و موعظه نمايد ؛ رساتر است از گفتار من . من در برابر كسانى كه از دين خارج مىشوند ؛ با حجّت و برهان استوار ، به خصومت برخاسته‌ام ؛ و با كسانى كه شكّ و رَيّب مىآورند ، به مقابله و قيام دليل متين ، قيام نموده‌ام ؛ متشابهاتِ أعمال و كارهاى شبيه بهم را بايد با كتاب خدا سنجيد ؛ و بدان عرضه كرد ؛ تا حقّ از باطل شناخته شود زيرا ميزان كتاب خداست كه ميزان و معيار سنجش است ؛ و پاداش بندگان خدا به عقائد و نيّت‌هاى مختفيّه و پنهان در سينه‌هاى آنهاست . » ابن أبىالحديد در شرح فقرهء أوّل : أَ وَ لَم ينْهَ امَية عِلْمُهَا بِى عَن قَرْفِى مى گويد : أميرالمؤمنين « عليه السّلام » مىفرمايد : آيا در علم و اطّلاع بنى اميّه به حال من چيزى نيست كه آنها را از تعييب و تعيير من به خون عثمان باز دارد ؟ و مراد از آن حالى كه آن حضرت بدان اشاره كرده است ؛ و ياد آور شده است كه علم بنى اميّه به آن اقتضا دارد كه او را از اين عيب مُبَرّىُ دارند ؛ همان منزلهء آن حضرت است در دين كه منزله‌اى بالاتر از آن نيست ؛ و آن چيزى است كه كتاب الله صادق بدان ناطق است ، از طهارت او و طهارت پسران او طهارت زوجهء او ؛ در قوله تعالى :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
. « 2 »
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » خطبهء 73 . ( 2 ) - آيه 33 ، از سورهء 33 : احزاب .