هارون نسبت به موسى براى تست و يا براى من است ؟ ! أبوبكر گفت : بلكه براى تست ! »
أبوبكر در اين مجلس محكوم و مُفْحَم مىشود و مىگويد : اى أبا الحسن دستت را بياور تا من با تو بيعت كنم ، و ليكن پس از بيعت در آن مجلس بناى بيعت عَلَنى در مسجد مىشود ؛ و در اينحال يك شب مىگذرد ؛ و عُمَر اطّلاع پيدا مىكند ؛ و به هر گونهاى كه بود ؛ أبوبكر را از اين تصميم بر مىگرداند . « 1 »
احتجاج أميرالمؤمنين « عليه السّلام » به حديث منزله در شورى
و از جملهء موارد استشهاد به حديث مَنزله ، احتجاجى است كه أمير المؤمنين عليه السّلام بعد از مرگ عمر ، در مجلس شورى ، با أصحاب شورى كردهاند . و اين احتجاج بسيار مفصّل است ؛ و شامل مناقب و فضائل مختصّهء آنحضرت است ، كه أحدى از مهاجران و أنصار را در آن شركتى نيست ؛ و از احتجاجات معروف و مشهور است كه ما در اينجا فقط به ذكر مورد حاجت به ان در استشهاد به حديث منزله ، و وزارت آنحضرت اكتفا مىنمائيم ؛ حضرت پس از بيان فضائل و اقرار و اعتراف مخالفين به آنها ؛ مىرسد به اينكه مىگويد نَشَدْتُكُمْ بِاللهِ هَلْ فِيكُمْ أحَدٌ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صَلّى الله عليه و آله و سلّم : أنتَ مِنّى بِمَنزِلَة هَارونَ مِن مُوسَى إلّا أنّهُ لنَبِى بَعْدِى ؟ قَالُوا : لا !
« من با سوگند به خدا از شما مىپرسم : آيا در ميان شما يكنفر هست كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به او گفته باشد : منزلهء تو با من همان منزلهء هارون است با موسى ؛ به غير از آنكه پس از من پيغمبرى نيست ؟ ! گفتند ؟ نه ! »
و تا مىرسد به اينكه مىگويد :
نَشَدْتُكُمْ بِاللهِ ! هَلْ فِيكُمْ أحَدٌ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : أنتَ أخِى وَ وَزيرى وَ صَاحِبِى مِن أهْلِى ! غَيرِى ؟ ! قَالُوا : لَا .
« من با سوگند به خدا از شما مىپرسم : آيا در ميان شما يكنفر هست كه رسول
هامش
( 1 ) - « احتجاج » طبرسى ، طبع مطبعهء نعمان نجف ، ج 1 ، ص 157 تا ص 185 و در « غاية المرام » قسمت اوّل ، ص 146 تا ص 148 در حديث شمارهء شصت و دوّم آورده ؛ و در آخر آن مرحوم بحرانى گويد : من اين حديث را مسنداً از روايت ابن بابويه در كتاب « برهان » در تفسير قوله تعالى :« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً »- الآية تخريج كردهام .