بيعت با تو تخلّف كرده اند ؟ و ايشان كسانى هستند كه در ميان امّت ، طعن و اشكالى بر آنها نبوده است ؛ و در صحبت و ملازمت با رسول خدا تقصيرى نداشته اند ؟
أبوبكر گفت : من از تخلّف آنها اطّلاع نداشتم مگر پس از آنكه قضيّهء بيعت با من مُسَجَّل شده بودم ؛ و ترسيدم كه اگر دست از خلافت بردارم امّت إسلام به ارتداد از دين بازگشت كنند ؛ و در اينصورت معاونت شما با من اگر آن را بپذيريند ؛ و إجابت كنيد ؛ آسانتر است براى دين و مشكلاتِ دين ؛ از آنكه مردم به جان هم بيفتند ؛ و بعضى با بعضى تضارب كنند ؛ و بالأخره به كُفْر برگردند ؛ و مىدانستم كه تو در شفقت و مهربانى با مردم كمتر از من نيستى ! و بر ديانت مردم مهربان ترى !
أميرالمؤمنين « عليه السّلام » فرمود : بلى ! و ليكن تو به من بگو : آن كسى كه استحقاق خلافت رسول خدا را دارد 4 بايد واجدِ چه شرائطى باشد ؛ تا اين استحقاق در او متحقّق شود !
أبوبكر گفت : با نصيحت ، و وفا ، و دورى از مداهنه و سستى ، و تبعيض ، و روش نيكو ، و اظهار عدل ، و علم به كتاب و سنّت ، و فصل خطاب ، با زهد در دنيا ، و كم رغبتى و كم اعتنائى به دنيا ، و حقّ مظلوم را از ظالم گرفتن بدون هيچ تفاوت براى نزديكان و دوران ! و در اين حال ساكت شد .
أميرالمؤمنين « عليه السّلام » فرمود : با داشتن سابقه و قرابت ؟ !
أبوبكر گفت : با داشتن سابقه و قرابت .
أميرالمؤمنين « عليه السّلام » فرمود : با سوگند به خداوند از تو مىپرسم : آيا اين مزايا و خصلتهائى را كه ذكر كردى در خودت مىيابى ؛ و يا در من است ؟ !
أبوبكر گفت : بلكه در توست اى أباالحسن !
در اينجا حضرت با او با بسيارى از مزايا و خصال خود كه از اختصاصات آنحضرت است ، استدلال مُحاجّه و مناشده مىكنند ؛ و از جمله مىگويند : انْشِدُكَ بِاللهِ ! أ لِى الوَزَارَة مَعَ رَسُولِ اللهِ ؛ وَ الْمِثْلُ مِنْ هَارُونَ مِن مُوسَى ؛ أمْ لَكَ ؟ قَالَ : بَلْ لَكَ !
« با سوگند به خدا از تو مىپرسم : آيا وزارت براى رسول خدا ؛ و همانندى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٤