بنى اميّه ، و هفت نفر از فرزندان حكم بن أبى العاص « 1 » . و شنيدم كه مىفرمود : چون پسران أبى العاص به پانزده تن برسند ، كتاب خدا را به فساد و خرابى گيرند ، و بندگان خدا را عبد و بندهء خود قرار دهند ، و مال خدا را در بين خود دست به دست بگردانند .
اى معاويه ! من شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه مىگفت بر فراز منبر ، و من در نزد او و در مقابل او بودم ، و عمر بن أبى سلمة ، و اسامة بن زيد ، و سعد بن أبى وقّاص ، و سلمان الفارسىّ ، و أبو ذر ، و المقداد ، و الزّبير بن العوّام حاضر بودند : أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ « آيا من به مؤمنين از خود آنها به خودشان أولى و سزاوارتر نيستم ؟ » گفتيم : بلى يا رسول الله . پيامبر گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه - أولى به من نفسه - و با دو دست خود بر شانهء علىّ زد و گفت : اللّهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . أيّها النّاس ! أنا أولى بالمؤمنين من أنفسهم ليس لهم معى أمر ! اى مردم من از مؤمنين به خود آنها سزاوارترم ، و ولايتم بيشتر و قوىتر است ، با وجود من ، آنها داراى أمر ولايت نيستند . و پس از من علىّ از همهء مؤمنان به آنها سزاوارتر و ولايتش قوىتر است ، آنها با وجود علىّ داراى أمر ولايت نيستند ، و پس از او ، پسرم حسن ، از همهء مؤمنان به آنها سزاوارتر و ولايتش قوىتر است ، آنها با وجود حسن داراى أمر ولايت نيستند .
هامش
( 1 ) - از فرزندان أبى العاص ده نفر خلافت كردند : 1 - مروان بن حكم بن أبى العاص ، 2 - عبد الملك بن مروان ، 3 - وليد بن عبد الملك ، 4 - سليمان بن عبد الملك ، 5 - عمر بن عبد العزيز بن مروان 6 - يزيد بن عبد الملك ، 7 - هشام بن عبد الملك ، 8 - وليد بن يزيد بن عبد الملك 9 - ابراهيم بن يزيد بن عبد الملك 10 - مروان بن محمد بن مروان ، كه از سنهء 64 هجرى كه معاوية بن يزيد بن معاويه خود را از خلافت خلع كرد تا سنهء 132 هجرى كه أبو العباس سفاح حكومت بنى اميّه را منقرض كرد ، حكومت كردند . و شايد مراد از هفت نفر در روايت متعدّيان شديد آنها باشند كه غير از عمر بن عبد العزيز و ابراهيم و مروان بن محمّد هستند ، بايد دانست كه بنى مروان همه از بنى اميّه هستند . زيرا أبو العاص كه جدّ مروان بن حكم است پسر اميّة بن عبد شمس است و بنابراين در روايت كه آمده است : و سه نفر از بنى اميّه يعنى غير از طائفهء مروانيان ، و آن سه نفر عبارتند از : عثمان ، و معاوية ، و يزيد .