كرد . ايشان گواهى دادند كه : آنچه را كه پسر جعفر گفته است ، ما از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدهايم ، به همان گونهاى كه او شنيده است ! معاويه به طرز شخص منكر و از روى مسخره گفت : اى پسر جعفر ! ما دربارهء حسن و حسين و پدرشان آنچه بايد شنيديم ، تو دربارهء مادر آنها از رسول خدا چه شنيدى ؟ ! من گفتم : از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : در بهشت عدن منزل و خانهاى نيست كه أشرف و أفضل و أقرب به عرش پروردگارم باشد از منزل من ، و با من سيزده نفر از أهل بيت من هستند : برادرم علىّ ، و دخترم فاطمه ، و دو پسرم حسن و حسين ، و نه نفر از فرزندان حسين : آنان كه خداوند ، هر گونه رجس و پليدى را از ايشان برده است ، و آنها را به مقام طهارت مطلقه رسانيده است . تمام ايشان هاديان و مهتديان هستند . من از جانب خداوند تبليغ مىكنم ، و ايشان از جانب من تبليغ مىكنند . و ايشانند حجّتهاى الهيّه بر خلق خدا ، و گواهان خدا در زمين خدا ، و خزانهداران علم خدا ، و معدنهاى حكمتهاى خدا ، و سرچشمهء حكم خدا ، كسى كه آنها را إطاعت كند ، خدا را إطاعت كرده است ، و كسى كه مخالفت آنها را كند مخالفت خدا را كرده است .
زمين به قدر يك طرفة العين باقى نخواهد بود ، مگر به بقاء آنها ، و به خير و صلاح و آبادانى نمىرسد ، مگر به وجود آنها . امّت را به امور دينشان از حلال و حرام خبر مىدهند ، و بر راه رضاى پروردگارشان دلالت مىكنند ، و از سخط و غضب پروردگارشان باز مىدارند . هيچ در آنها اختلاف نيست . أمرشان واحد ، و نهيشان واحد است ، و نه با هم جدائى دارند و نه تنازعى . آخرين آنها از أوّلين آنها أخذ مىكند و مىگيرد . اين إملآء من است و با خطّ برادرم علىّ كه با دست خود نوشته است ، مىباشد ، ايشان أمر إمامت را يكى پس از ديگر از هم به توارث مىبرند تا روز قيامت .
أهل روى زمين همگى در فرورفتگى جهالت ، و غفلت ، و سرگشتگى ، و حيرت مىباشند ، غير از ايشان و شيعيان ايشان و أولياى ايشان . آنها در امر دينشان أبدا نيازى به أحدى از أفراد امّت ندارند ، و ليكن امّت نيازمند بديشان
امام شناسى (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩١