تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
فقال : انشدكم الله إلا حدّثتم به من تثقون به و بدينه ! قال سليم : فكان فيما ناشدهم الحسين و ذكّرهم أن قال . . . : انشدكم الله أ تعلمون أنّ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نصبه يوم غدير خمّ فنادى له بالولاية ، و قال : ليبلّغ الشّاهد الغائب ! قالوا : اللّهم نعم . . . فقالوا : اللّهم نعم قد سمعنا ، و تفرقوا على ذلك . « 1 » « حسين عليه السّلام در ميان آنها براى خواندن خطبه به پا خاست ، و حمد و ثناى خداوند را بگزارد ، و پس از آن گفت : أمّا بعد اين مرد جبّار متكبّر متجاوز « 2 » با ما و با شيعيان ما آن كارى را كرد كه شما همه ديديد ، و دانستيد و بر آن حضور داشتيد ! و من مىخواهم از شما از چيزى پرسش كنم ، اگر راست گفتم ، مرا تصديق كنيد ، و اگر دروغ گفتم ، مرا تكذيب نمائيد ! و از شما به حقّى كه خدا بر شما دارد ، و به حقّى كه رسول خدا بر شما دارد ، و به قرابت و نزديكى كه من با پيغمبر شما دارم ، مىخواهم كه اين مقام و مجلس مرا در اينجا به شهرهاى خودتان از قبيله‌ها و عشيره‌هاى خود ، از كسانى كه مورد امانت و وثوق شما هستند و ازاين‌جهت مأمونند ، ببريد و براى آنها بازگو كنيد ، و اين سخنان و گفتار مرا براى ايشان توضيح دهيد ، و همهء شما آنها را دعوت كنيد و بدين امر بخوانيد . ( و در روايت ديگر بعد از آنكه گفت : و اگر دروغ گفتم ، مرا تكذيب نمائيد ، چنين گفت : شما گفتار مرا بشنويد ، و سخن مرا بنويسيد ، و پس از آن به شهرها و قبيله‌هاى خود برگرديد ، و هر كدام از مردم را كه مورد أمانت و إيتمان شما بود ) و به او وثوق داشتيد ، آنها را به آنچه از حقّ ما مىدانيد بخوانيد و دعوت كنيد ! زيرا كه من در خوف و نگرانى هستم كه اين أمر ، محو و نابود شود ، و حقّ از بين برود ، و مغلوب باطل گردد . حسين عليه السّلام در اين خطبه از بيان چيزى كه خداوند دربارهء آنان در قرآن مجيد
هامش
( 1 ) - كتاب سليم بن قيس ، ص 206 تا ص 209 . ( 2 ) - يعنى معاوية بن أبى سفيان .