أمير المؤمنين عليه السّلام را در زير هر ستارهاى مىيافت مىكشت ، بلكه اتّهام به تشيّع كافى براى هدر بودن خون شيعه بود ، و به تمام استانها نوشته بود كه : أحدى حقّ ندارد يك روايت در منقبت و فضيلت على و أهل بيت نقل كند و آنچه مىتواند در منقبت و فضيلت عثمان براى مردم روايت كند . و نوشته بود كه : شيعيان على را ذليل و خوار نمايند و نام آنها را از ديوان عطاء محو كنند ، و به عكس پيروان عثمان را معزّز و محترم بدارند ، تا جائى كه دوباره نوشت : بس است اين مقدارى كه در فضايل عثمان بيان شده ، اينك در فضائل شيخين : أبو بكر و عمر بيان كنيد ، زيرا سوابق آنها و فضيلت آنها در نزد من محبوبتر است و بيشتر موجب سرور و خنكى چشمان من مىشود ، و حجّت و برهان أهل البيت را بيشتر خرد مىكند و در هم مىشكند ، و كوبندهتر است براى از بين بردن أهل بيت تا بيان مناقب و فضائل عثمان .
قريب بيست سال معاويه بر اين نهج مشى مىنمود ، و به تمام عمّال خود نوشته بود كه : نسخههاى اين مناقب را كه گردآورى شده در فراز منابر شهرها و قصبات و حتى كورهدهها و در هر مسجدى و محفلى براى مردم بخوانند و علىّ بن أبي طالب را سبّ كنند و به معلّمان مكتبها دستور دهند كه به أطفال بياموزند ، و به همان گونه كه قرآن را ياد مىگيرند اينها را نيز فرا گيرند ، و به زنها و دختران و حتّى به خدم و حشم خود بياموزند .
طفلها بر اين أساس تربيت شدند ، و جوانان پير شدند ، و پيران بمردند ، كاسهء اسلام واژگون شد .
و چون حضرت إمام حسن مجتبى عليه السّلام در سنهء 49 هجرى به زهر معاويه توسّط زوجهء خود : دختر أشعث بن قيس كندى مسموم شده و رحلت كردند ، « 1 » پيوسته فتنه و بلاء بالا مىرفت و شدّت أمر بر شيعه بيشتر مىشد به طورى كه در هيچ نقطه از ممالك اسلامى يك ولىّ خدا نبود مگر آنكه بر خون خود ترسان و هراسان بود و طريد و شريد و منفور بود . و دشمن خدا ظاهر و بدون پيرايه و حجاب علنا به بدعت
هامش
( 1 ) - ابن أثير جزرى در « الكامل فى التاريخ » ج 3 ، ص 460 در حوادث سال 49 هجرى آورده است كه در اين سال حسن بن على عليهما السّلام وفات يافت . جعدة دختر اشعث بن قيس كندى او را زهر داد .