تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
زيبائى بر قسمت كنندهء او را به أجزاء و أعضاء معاونت دارد . 9 - و بنابراين ، حسن و زيبائى از مواجههء با او ، و از پشت سرش ، و از سمت راستش ، و از سمت چپش ، و از طرف جلو و مقابلش ، و از همهء أطراف و جوانب اوست . 10 - و از شدّت تنعّم و نازپروردگى ، آن‌قدر كمر باريك شده است كه گويا چون بخواهد برپا بايستد استخوان‌هاى خاصره‌اش بشكند . » اين ابيات از ابن مكّى نيلى متوفّى در سنهء 565 هجرى است . سعيد بن أحمد بن مكّى نيلى مؤدّب از أعلام شيعه و شعراى عالى مقام و راقى كلام و متفانى در محبّت و ولآء عترت طاهره و أهل بيت رسول اللّه است ، و دربارهء غدير گويد :
الم تعلموا أنّ النّبىّ محمّدا * بحيدرة أوصى و لم يسكن الرّمسا 1 و قال لهم و القوم فى خمّ حضّر * و يتلو الّذى فيه و قد همسوا همسا 2 علىّ كزرّى من قميصى و إنّه * نصيرى و منّى مثل هارون من موسى 3 أ لم تبصروا الثّعبان مستشفعا به * إلى اللّه و المعصوم يلحسه لحسا
« 1 » 4
فعاد كطاوس يطير كأنّه * تعشرم فى الأملاك فاستوجب الحبسا 5 أ ما ردّ كفّ العبد بعد انقطاعها * أ ما ردّ عينا بعد ما طمست طمسا
« 2 » 6 1 - « آيا شما نمىدانيد كه پيامبر : محمّد ، هنوز نمرده بود و در ميان قبر
هامش
( 1 ) - « مناقب ابن شهرآشوب » طبع سنگى ، ج 1 ص 524 . ( 2 ) - « مناقب ابن شهرآشوب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 457 . و در مناقب بيت پنجم را تغشرم با غين معجمه آورده است . و در « الغدير » ج 4 ، ص 392 كه اين ابيات را از « مناقب » نقل كرده است نيز با غين معجمه آورده است . و ليكن اين لغت أصلا در كتب لغت ( أقرب الموارد ، صحاح اللّغة ، لسان العرب ، مجمع البحرين ) يافت نشد . فلهذا بايد گفت : يا تغشّم بوده است كه به معناى ستم كردن است ، و يا تغشمر بوده است كه به معناى چيزى را به قهر گرفتن است ، و تصحيف شده است . و أقرب آنست كه بگوئيم : تعشرم با عين مهمله است ، و عشرم همانطور كه فيروزآبادى در « قاموس اللغة » ذكر كرده است به معناى خشن و درشت و سخت است فعلىهذا بايد گفت : كه تعشرم از آن گرفته شده است ، يعنى تصلّب و استعلا پيدا كرد .