خداوند أمر به اطاعت از او را نموده است ، و سركشى و بلندپروازى از پيروى نمودن كسى كه أمر به پيروى از او شده است . و قرآن دربارهء افراد بسيارى از اين قبيل سخن مىگويد ، و بيان دارد ، اگر تدبّر كنندهاى در قرآن تدبّر كند ، قرآن او را موعظه مىدهد ، و تهديد و تحذير مىكند » .
فنجكردىّ گويد :
لا تنكرنّ غدير خمّ إنّه * كالشّمس فى إشراقها بل أظهر 1
فيه إمامة حيدر و كماله * و جلاله حتّى القيامة تذكر
« 1 » 2 1 - تو البتّه البتّه عيد غدير خمّ را إنكار مكن ! چرا كه آن در وضوح ، همچو خورشيد تابان بلكه درخشانتر است .
2 - در آن روز إمامت حضرت حيدر ، و كمال او و جلالت او است ، كه تا روز قيامت پيوسته بيان مىشود .
بشنوى گويد :
يوم الغدير لذى الولاية عيد * ولدى النّواصب فضله مجحود 1
يوم يوسّم فى السّماء بأنّه * العهد و فيه ذلك المعهود 2
و الأرض بالميراث أضحت و سمه * لو طاع موطود و كفّ حسود
« 2 » 3 1 - روز غدير براى كسى كه داراى ولايت است ، عيد است ، و در نزد
هامش
( 1 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 540 . و فنجكرد با فتح فاء و سكون نون و جيم ، و كسر كاف و سكون راء ، قريهاى از نواحى نيشابور است . فنجكردى از شعراى اهل بيت در قرن ششم بوده است ، و نام او شيخ أبو الحسن على بن أحمد است و در « الغدير » ج 4 از ص 319 تا ص 325 در أحوال و اشعار او بحث كرده است .
( 2 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ص 540 ، و « الغدير » ج 4 ص 34 ، و گوينده آن : بشنوى كردى از اعلام قرن رابع بوده است . و از متضلّعين در تشيّع و مادحين عترت طاهره بوده است ، بشنوى اشعار ديگرى دربارهء عيد غدير دارد كه بسيار راقى است از جمله گويد :و قد شهدوا عيد الغدير و اسمعوا * مقال رسول الله من غير كتمان
أ لست بكم أولى من الناس كلّهم * فقالوا بلى يا أفضل الإنس و الجانإلى آخر أبياته كه در متن آوردهايم .