« امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن خطبه ، فرمودند : حقّا امروز روزى است كه شأن و منزلت بزرگ دارد ، كه در آن فرج و گشايش واقع شد ، و درجه و مرتبه بالا رفت ، و حجّتها تصحيح شد و آن روز واضح ساختن و پرده برداشتن و روشن كردن ، از مقام خالص و صريح و بىشائبه است ، و روز كمال دين است و روز پيمان استوار عهد معهود ، و شاهد و مشهور است ، و روز انكشاف و وضوح پيمانها از نفاقها و إنكار است ، و روز بيان و پردهبردارى از حقايق إيمان است ، و روز منع كردن و دور نمودن شيطان است ، و روز برهان است .
اين روز جدائى بين حق و باطل است كه به شما وعده داده شده است ! اين روز عالم أرواح مجرّده است ، كه شما از آن روى گردان هستيد ؟ اين روز ارشاد و هدايت است ، و اين روز محنت و سختى براى بندگان خدا است ، و روز راهنمائى و دلالت بر پيشگامان حقيقت ، و پويندگان معرفت ، و جويندگان معنى است ، و اين روزى است كه پنهانىهاى در سينهها را ظاهر كرد ، و امور مخفيّه و
هامش
أبو الحسن على بن موسى الرّضا عليهما السّلام بود در روز غدير و در حضور آن حضرت جمعى از خواصّ او بودند كه آنها را آن حضرت براى صرف افطار در محضر خود نگه داشته بود ، و به منزلهاى آنان طعام و خيرات و صلهها و خلعتها حتى انگشترى و كفش فرستاده بود و هيئت و لباس و حال مخصوصان خود را و خدمتگزاران خود را تغيير داده بود و آلات و أسباب آن مجلس را نيز تغيير داده بود به اسبابى كه سابقا در آن مجلس نبود ، و مرسوم نبود كه در كار باشد و خلاصه تازگى داشت و آن حضرت از تقدّم روز غدير و فضيلت آن نقل مىنمود و از جمله بيانات آن حضرت اين بود كه : حديث كرد براى من هادى پدرم از جدّم حضرت صادق و او گفت : حديث كرد براى من پدرم باقر از حضرت سيّد العابدين ، از پدرش حضرت حسين كه او گفت : در بعضى از سالهاى خلافت پدرم اتفاق افتاد كه روز جمعه و غدير با هم شدند . پدرم أمير المؤمنين عليه السلام پنج ساعت كه از روز گذشت بالاى منبر رفت و حمد خدا را به جاى آورد حمدى كه مثل آن شنيده نشده بود ، و ثناى او را به جاى آورد ثنائى كه غير پدرم بدان ثنا توجّه نكرده بود ، و آن مقدار از گفتار او كه حفظ شده است اين است كه : الحمد لله الّذى جعل الحمد من غير حاجة منه الى حامديه طريقا من طرق الاعتراف بلاهوتيّته و صمدانيّته و ربّانيّته و فرقانيّته تا آخر خطبه كه حاوى نفيسترين معارف و حكم و بيان حقيقت روز عيد غدير است .
و اين خطبه را بتمامه با مقدّمات آن كه سخنان حضرت رضا عليه السلام است ، سيّد ابن طاوس رضوان الله عليه با سند متصل خود از شيخ طوسى نقل كرده است . ( إقبال ص 461 تا ص 464 ) .