3 - پس پيامبر در ميان چوبهائى كه منبر كرده بودند ، به خطبه برخاست ، و با بلندترين صدا ، آشكارا نداد در داد ، 4 - و حيدر را طلب كرد ، در حالى كه قوم ، همگى لال و خموش و با دلهاى ذليل و شكسته بودند ، و جمعى در پشت سر ، و جمعى در برابر او قرار داشتند .
5 - و در پاسخ رسول خدا ، حيدر لبّيك گفت و با إجابت با سرعت رو به سوى پيامبر آورد ، با چهرهاى كه همچون ماه شب چهاردهم ، در ميان شاخهء درخت صنوبر مىدرخشيد .
6 - پيامبر با على حيدر بر فراز منبر ملاقات و ديدار كرد ، و مرحبا گفت ، و سپس مصطفى او را به سوى خود بالا برد ، و بر بالاى منبر حيدر طاهر و مطهّر براى مصطفى ، شخص دوّم قرار گرفت .
7 - و پيامبر ، دو بازوى على را بلند كرد ، و سوگند به خدا درحالىكه دورترين قوم و نزديك آنها گوش به سخنان پيغمبر مىداد ، دربارهء او چنين گفت :
8 - على برادر من است ، فرقى ميان من و او نيست ، همانند هارون نسبت به موساى كليم پسر عمران .
9 - و او وارث علم من است ، و خليفه و جانشين من است بر امّت من ، در فردا كه جسمم را ببينم و تهى كنم .
10 - پس اى پروردگار من ، تو ولايت آنكس را داشته باش كه او ولايت او را دارد ، و دشمن آنكس باشد كه او با على دشمنى مىنمايد ، و غضب و خشم خود را بر بدخواه و بدگوى على قرار بده ! بارى عيد غدير را عيد گويند ، به جهت آنكه آن خاطرات و مسائل مهمّه كه در آن روز در خمّ غدير به وقوع پيوست ، و آن خطبهء رسول الله ، و گرفتن دو بازوى على را بطورى كه سپيدى زير بغل هر دو معلوم شد ، و نشان دادن و معرّفى نمودن به مردم ، و سپس أمر به تسليم به لفظ السّلام عليك يا أمير المؤمنين به پيرو نصب آن حضرت را به خلافت رسول الله ، و إعطآء ولايت كليّهء الهيّه ، و نزول آيه إكمال دين و إتمام نعمت ، و آيه تبليغ و انقياد و تسليم مخالفان در برابر آن عظمت و ابّهت و شكوه واقعى و ظاهرى ، و سپس مخالفت كردن آنها به مجرّد رحلت رسول
امام شناسى (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٩