آنها را بياورند ، زيرا غالبا آن أعراب در بيابانها منتشر بودهاند ، و در شهرها حضور نمىيافتند ، مگر در أوقات معيّن و براى أغراض مخصوص و پيامبر را در اين أوقات زيارت مىنمودهاند ، و غالبا هم روايتى از پيامبر نقل نمىكردهاند .
[ اشكال به شيخ محمّد عبده در بازگو كردن اشكالات ابن تيميّه ]
مصنّفين نام كسانى را بردهاند كه مشهور و معروف بوده ، و ذكرشان در روايت سارى و جارى بوده است .
و از آنچه گفتيم معلوم شد كه : اين إشكال مرد خردهگير ، بىاساس است ، و از ميزان إنصاف خارج است ، و در عين اينكه ممكنست عدم ذكر او در عداد صحابه ، بواسطهء ارتداد أخير او بوده باشد .
و در تفسير المنار كه سيّد محمد رشيد رضا ، مطالب شيخ محمّد عبده را جمعآورى كرده است ، در عين اينكه حديث غدير را قبول دارد ، و روايت مىكند ، گر چه براى معناى ولايت همان طريقهء مخالفان را پيموده است ، و از بيان حقّ خوددارى كرده است ، او نيز در آيه سأل سائل نظير اين إشكالات را از ابن تيميّه گرفته ، و بازگو مىكند . « 1 » و علّامه استادنا المعظّم طباطبائى رضوان الله عليه در الميزان إجمالا جواب كافى مىدهند . « 2 » و حقّا از مثل شيخ محمد عبده كه ادّعاى حريّت ، و آزادمنشى ، و آزاد فكرى مىكند ، چقدر نازيباست كه چنان گرفتار همان آراء و أفكار عامّه است ، كه در هر جا سخنى از تشيّع و ولايت پيش مىآيد ، با كمال عدم إنصاف مىگذرد ، و براى حق تنازل نمىكند ، و خلاصهء مطلب نمىتواند خود را بشكند ، و در برابر عظمت حقّ تسليم شود .
و از اينجا به دست مىآوريم كه از اين روشنفكرىها كه أسير نفس أمّاره ، و نگاهدارى از نفس مستكبره و شخصيتطلب است ، انتظار فهم و إدراك ، و اميد انقلاب و حركت به سوى واقع و جهان حقيقت را نمىتوان داشت .
هامش
( 1 ) - « تفسير المنار » ج 6 ، ص 464 .
( 2 ) - « الميزان فى تفسير القرآن » ج 6 ، ص 56 ، تا ص 59 .