ماهى نتافت ، همچو تو از برج نيكوئى * سروى نخاست چون قدت از جويبار حسن
خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبرى * فرّخ شد از لطافت تو روزگار حسن
از دام زلف و دانهء خال تو در جهان * يك مرغ دل نماند نگشته شكار حسن
دايم به لطف دايهء طبع از ميان جان * مىپرورد به ناز ترا در كنار حسن
گرد لبت بنفشه از آن تازه و ترست * كآب حيات مىخورد از جويبار حسن
حافظ طمع بريد كه بيند نظير تو * ديّار نيست جز رخت اندر ديار حسن
امام شناسى (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٥