تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و بعد از او حافظ أبو عبد الله ذهبى در كتاب خودش ، خصوص أسامى صحابى را از اسد الغابة جدا كرده ، و زياداتى نيز از أسامى صحابه ، از خودش ذكر كرده است ، و در عين حال كسانى را كه به غلط ، صحابى ذكر شده‌اند ، و آنان كه صحبتشان با رسول خدا صحيح نبوده است ، يادآورى كرده است . و ليكن با وصف اين حال ، نه تنها استيعاب نام همه را نياورده است ، بلكه نزديك به استيعاب هم نشده است .

[ تمام كتب رجال و تراجم ، عشرى از أسامى صحابه را نياورده‌اند صحابهء پيامبر از يكصد هزار تن بيشتر بوده‌اند ]

و براى من در أثر تتبّع نام بسيارى از صحابه پيدا شده است ، كه در كتاب ذهبىّ و أصل ذهبى نيست در حالى كه آن صحابه همان شرائطى را دارند كه ذهبىّ و ابن أثير در صحّت صحبت ذكر كرده‌اند . و بنابراين ، من كتاب بزرگى را گرد آوردم كه در آن صحابى را از غير صحابى جدا نمودم . و با وصف اين خصوصيّات ، براى ما وقوف و اطلاع بر أسامى عشرى از آن أصحابى كه أبو زرعهء رازىّ ذكر كرده است حاصل نشده است زيرا كه أبو زرعه گفته است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رحلت كردند ، درحالىكه كسانى كه آن حضرت را ديده بودند ، و يا از او شنيده بودند زيادتر از يكصد هزار انسان ، از مرد و زن بوده است ، كه همه آنها از پيامبر سماعا و يا رؤية « 1 » روايت كرده‌اند . ابن فتحون در ذيل « استيعاب » مىنويسد كه اين يكصد هزار انسان را أبو زرعه در جواب كسى گفته است كه از او از خصوص راويان از رسول خدا پرسيده است ، تا چه رسد به صحابىهائى كه راوى نبوده‌اند . و مع هذا تمام أسامى كه در « استيعاب » آورده شده است با اسم ، و يا با كنيه ، و يا با هر دو ، سه هزار و پانصد نفر مىباشد . و ابن فتحون گفته است : او نيز طبق همان شرائطى كه ابن عبد البرّ ، صحابى را معيّن كرده است ، قريب به همين مقدار يعنى سه هزار و پانصد نفر ، إستدراك آورده است .
هامش
( 1 ) - سماعا يعنى خودش بدون واسطه از پيامبر شنيده است ، و رؤية يعنى پيامبر را ديده ، ولى روايت را بواسطهء شخص ديگرى از پيامبر روايت كرده است .