تصنيفى در اين باب نمودهاند . و أوّلين كسى را كه من شناختهام كه در اين موضوع تصنيف كرده باشد ، أبو عبد الله بخارى است كه كتابى مستقل نوشته و أبو القاسم بغوىّ و غيره از او نقل كردهاند .
و حليفة بن خيّاط و محمّد بن سعد و از قرناى او همچون يعقوب بن سفيان ، و أبى بكر بن أبى خيثمة ، أسامى صحابه رسول خدا را با جماعتى از طبقهء مشايخ خود ، در يك جا جمع نمودهاند .
و پس از ايشان جماعتى در اين باب تصنيفاتى كردهاند ، همچون أبو القاسم بغوىّ ، و أبو بكر بن أبى داود ، و عبدان و زمانى كوتاه قبل از ايشان مانند مطين ، و سپس بعد از آنها جماعتى مانند أبو علىّ بن سكن و أبو حفص بن شاهين و أبو منصور ما وردىّ و أبو حاتم بن حبان و همچون طبرانى در ضمن « معجم كبير » خود . و سپس مانند أبو عبد الله بن مندة و أبو نعيم ، و پس از آنها عمر بن عبد البرّ كه كتاب خود را استيعاب نام نهاده است ، چون چنين پنداشته است كه آنچه در كتب قبل از او آمده است ، او در اين كتاب جمع نموده است .
و معذلك أسامى بسيارى از صحابه از قلم او افتاده است ، و بر اين اساس أبو بكر بن فتحون ذيلى بر كتاب « استيعاب » نوشته ، و نام آنها را كه از ابن عبد البرّ فوت شده است او آورده است .
و نيز جماعت ديگرى بر « استيعاب » ذيلهاى لطيفى نوشتهاند ، و تصانيفى گرد آوردهاند .
و أبو موسى مدينىّ بر كتاب أبو مندة ذيل بزرگى نوشته است .
و در عصرهاى اين جماعت مصنّفين ، خلائق بسيارى بودند كه آنها نيز در اين موضوع تصنيفاتى كردهاند كه شمارش آنها مشكل است . تا در أوائل قرن هفتم عزّ الدّين ابن أثير كتاب كاملى در اين موضوع نگاشت ، و نام آن را اسد الغابة گذارد ، و در آن كتاب بسيارى از مطالب مصنّفات سابق را جمع كرده است ، ولى معذلك از روش متقدّمين از خودش پيروى كرده ، و در تعيين صحابى با غير صحابى خلط نموده است ، و از يادآورى و هشدار بر بسيارى از اشتباهات و أوهام واقعهء در كتب قبل از خود نيز غفلت ورزيده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٩