مىگويند : اين مرد رافضى است . شافعى اين ابيات را انشاد كرد :
إذا فى مجلس ذكروا عليّا * و سبطيه و فاطمة الزّكيّة 1
فأجرى بعضهم ذكرى سواهم * فأيقن أنّه [ ابن ] سلقلقيّة 2
إذا ذكروا عليّا أو بنيه * تشاغل بالرّوايات العليّة
« 1 » 3
و قال : تجاوزوا يا قوم هذا * فهذا من حديث الرّافضيّة 4
برئت إلى المهيمن من اناس * يرون الرّفض حبّ الفاطميّة 5
على آل الرّسول صلاة ربّى * و لعنته لتلك الجاهليّة
« 2 » 6 1 - چون در مجلسى سخن از على ، و دو سبط او ، و از فاطمهء رشيدهء طيّبهء پر بهره ، به ميان آورند .
2 - و در اين ميان بعضى از آنان سخن از غير آنان گويند ، يقين بدان كه او پسر زن فاحشه و بلند صداست .
3 - و چون نامى از على و يا پسران او به ميان آيد خود را با روايات پست مضمون و واهى مشغول مىكند .
4 - و مىگويد : اى جماعت از اينگونه سخنها در گذريد ، كه از روايات رافضيان است .
5 - من به سوى خداوند مهيمن و مسيطر برائت مىجويم از انسانهائى كه محبّت أولاد فاطمه و منسوبان او را رفض مىدانند .
6 - صلوات و درود پروردگار من براى أهل بيت رسول خدا باشد ، و لعنت خداوند براى آن مردمان جاهلى روش .
السّلام عليك يا أمير المؤمنين و سيّد الوصيّين و قائد الغرّ المحجّلين و امام الموحّدين و رحمة الله و بركاته . إنّا بك نشكو و نلوذ و نواليك و من أعدائك نتبرّأ .
اى روى ماه منتظر تو نو بهار حسن * خال و خط تو مركز حسن و مدار حسن
در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر * در زلف بىقرار تو پيدا قرار حسن
هامش
( 1 ) - و در نسخه بدل بالروايات الدّنيّة آمده است .
( 2 ) - « فرائد السّمطين » ، ج 1 ، باب 22 ، ص 135 . و « نظم درر السّمطين » زرندى ص 111 .