رسول خدا را اذيّت كرده است ) .
[ عامّه با علم و وجدان ، پيروى از خلفاء جور مىكنند ]
و چون در قرآن كريم وارد است :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً
( آيه 57 ، از سورهء 33 : أحزاب ) .
« آنان كه خدا و رسول خدا را اذيّت كنند ، خداوند آنها را در دنيا و در آخرت لعنت مىكند ، و براى آنان عذاب پست كننده و خوارىآفرين مهيّا مىنمايد » .
فعلىهذا مفاد آيه قرآن ، كبراى قياس ديگرى مىشود ، كه صغراى آن استنتاج شده بود :
أبو بكر آذى رسول الله ، و من آذى رسول الله لعنه الله فى الدّنيا و الآخرة و أعدّ له عذابا مهينا .
« أبو بكر رسول خدا را اذيّت كرد ، و هر كس رسول خدا را اذيّت كند ، خداوند در دنيا و آخرت او را لعنت مىفرستد ، و عذاب پست و ذلّتبار براى او آماده مىسازد . » بنابراين أبو بكر به نصّ صريح قرآن ، مورد دورباش از رحمت ، و مورد لعنت و نفرين خداوند است .
در برابر اين برهان ، سنّىها چه مىتوانند بگويند ؟ ! چون برهان است . خطابه و شعر و مغالطه و حتّى جدل هم نيست ، و مقدّمات آن از مسلّمات و يقينيّات است .
آيا مىتوانند بگويند : قرآن را كه كبراى مسئله است ، قبول نداريم ! و يا صغرا را كه در كتب معظم خود آنها همانند صحيحين آمده قبول نداريم ؟ آنها فقط مىگويند قرآن مسلّم است ، و أحاديث صحيحه مسلّم است ، و اين أحاديث هم صحيح است ، و ليكن اين صغرى چيدن ، و كبرى نهادن ، و نتيجه گرفتن را ول كنيد ! اين قياس و منطق به درد شما مىخورد ، سلف صالح ، همگى عادل بودهاند ، و براى حفظ إسلام از آنها نبايد خرده گرفت ! اينست منطق مخالفان ! اينست منطق ابن تيميّه ، كه صريحا مىگويند ، بايد پا بر روى فهم گذارد ، و عقل را مخذول و منكوب كرد ، و كوركورانه از خلفاى جور پيروى كرد .
خوب ! ما هم مىگوييم : كارى به كار آنها نداريم ، خوب و يا بد ، براى