تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
از عامّه درس خوانده است . و همچنين از على بن طاوس و أحمد بن طاوس ، اين دو برادر عاليمقام استفاده‌هاى علمى نموده است . « 1 » بارى چون علوم و مقام و پيشرفت مكتب علمى و مذهبى علّامه چشمگير شد ، مخالفان در أطراف و اكناف ، خجل و منكوب شدند و كتابهاى علّامه را به نسخه‌هاى متعدّد مىنوشتند ، و براى مردم در مجالس و محافل درس مىگفتند . يكى از اين نسخه‌هاى « منهاج الكرامة » بدست ابن تيميّه در شام رسيد ، و او با وجود حقد و حسادتى كه از شكست خلفاء در قلوب مردم ، و از بالا رفتن نام أهل بيت رسول خدا ، و إمامان طاهرين ، در دل داشت كتاب « منهاج السّنّة » را در ردّ مذهب أهل البيت نوشت و معلوم است كتابى كه در ردّ مذهب حقّ نوشته شود ، چه چيز از آب در مىآيد . « فما ذا بعد الحقّ إلّا الضّلال فأنّى تصرفون » -
كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
« 2 » « از حقّ كه بگذريم ، جز گمراهى چه چيز خواهد بود ؟ پس چرا شما به اين طرف و آن طرف مىگرديد ؟ ! اين‌طور كلمهء پروردگار تو اى پيغمبر بر كسانى كه فسق ورزيدند ، و راه كج پيمودند ، ثابت شد ، كه هيچگاه ايشان ايمان نمىآورند » .
هامش
( 1 ) - در حاشيهء « روضات الجنات » ج 2 ص 287 از قاضى ناصر الدين بيضاوى آورده است كه در نامه‌اى كه براى علّامه نوشته است صدرش بدين عبارت است : يا مولانا جمال الدّين - ادام الله فواضلك أنت امام المجتهدين فى علم الأصول - الخ . و يكى از سروران عزيز ما از قول جناب آقاى شيخ محمد تقى قمى عضو دار التّقريب نقل كردند كه : او گفت : من به يكى از علماء درجه أوّل جامع الأزهر كه ميل داشت به اقوال و فتاواى شيعه و جهات اختلاف آن با أقوال أهل سنت ، مطلع شود ، دو كتاب ، يكى تذكرهء علّامه و ديگرى خلاف شيخ طوسى را دادم ، و او پس از مطالعه ، چنان شيفتهء اين دو كتاب شد ، و از سيطرهء اين دو عالم بزرگوار بر أقوال عامّه در هر مسأله‌اى به شگفت درآمده بود كه مىگفت : من اقوال علماء عامّه چون مالك و شافعى و ابو حنيفه و أحمد حنبل و سفيان ثورى و غيرهم را از روى اين كتاب بهتر مىتوانم پيدا كنم تا از روى كتابهاى خودمان ، و لذا از روزى كه اين دو كتاب را مطالعه كردم هر وقت بخواهم بر مسأله‌اى بنا بر قول يكى از علماء خودمان واقع شوم ، بدين دو كتاب مراجعه مىكنم ، و از مراجعه به كتب خودمان منصرف مىشوم . ( 2 ) - آيه 32 و 33 ، از سورهء 10 : يونس .