تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
هيچيك از حضّار مجلس از بزرگان علماء و غيرهم شبهه‌اى باقى نماند ، « 1 » و شيخ نظام الدين مراغى چون ديد در مقابل علّامه زمين خورده ، و خود را باخته و سرشكسته شده است ، شروع كرد در تحسين علّامه و بيان محاسن و محامد او ، و چنين گفت :

[ همّت و كوشش علّامهء حلّى ، در تشييد مذهب شيعه ]

قوّت دلائل اين شيخ ( علّامه ) در نهايت ظهور است ، إلّا اينكه پيشينيان ما ، راهى را پيمودند ، و پسينيان ما براى دهان بستن زبان عوام و دفع شكاف در اجتماع امّت اسلام ، از بيان لغزشهاى قدمهاى پيشينيان سكوت كردند . پس سزاوار است كه أسرار آن‌ها را هتك و پاره نكرد ، و در لعنت بر آنها تظاهر ننمود .

[ همّت و كوشش علّامهء حلّى ، در تشييد مذهب شيعه ]

حافظ أبرو بعد از اين سخن مىگويد : پس از اين مجلس بين علّامهء حلّى و
هامش
( 1 ) - قاضى نور الله شوشترى در كتاب « مجالس المؤمنين » در مجلس پنجم ص 246 ، بعد از نقل اين داستان و داستان سيّد موصلى كه بر علّامه راجع به صلوات بر آل محمّد اعتراض كرد ، و علّامه آن جواب بكر و بديع را بداهة به او داد و او را مبهوت ساخت ، گويد : مؤلّف گويد كه از بدايع اتفاقات روزى مرا با يكى از سادات سيفى قزوينى در مبحث امامت مناظره افتاد ، بعد از آنكه اثبات مطلب خود بر او نمودم ، عاجز شده گفت كه : اگر مذهب اماميّه در مطلب إمامت حقّ بودى ، چرا در اين مدّت بسيار علماى ايشان با علماى أهل سنت مناظره نمىكردند ؟ و حقيقت مذهب خود را بر ايشان موجّه نمىساختند ؟ و ايشان را از مذهب سلف بر نمىگردانيدند ؟ ! فقير گفت كه : هميشه أهل سنت سواد أعظم بوده‌اند ، و سلاطين زمان صرفهء خود را در اقتدا بمذهب ايشان مىديده‌اند ، و هميشه در إطفاى نور تشيّع بوده‌اند . لاجرم اين طايفه نتوانسته‌اند كه اظهار مذهب خود نمايند . و با وجود اين هر گاه اندك مددى از سلاطين زمان يافته‌اند فتح باب مناظره نموده‌اند ، و در آن باب طريق الزام و إفحام خصمان را پيموده‌اند . چنانچه در زمان آل بويه شيخ مفيد و مير مرتضى علم الهدى و غير ايشان از علماى اماميّه هميشه معاصران خود را از علماى أهل سنت ملزم و ماليده مىداشته‌اند . و در زمان سلطان محمد خدابنده شيخ جمال الدين با علماى أهل سنت مناظره نموده ، ايشان را إلزام تمام فرمود . و چون آن معاند قزوينى دعواى سيادت مىكرد و مانند سيّد موصلى از حزب سنّيان بود ، نقل مناظرهء مذكوره را كه ميان شيخ و سيّد موصلى واقع شده بود مناسب ديدم و چون بذكر آن سخن رسيدم كه شيخ با سيّد موصلى خطاب كرد كه : چه مصيبت از اين بدتر باشد كه مانند تو فرزندى از جهت ايشان بهم رسيده ، و در اثناى تقرير به سر انگشت اشاره بجانب آن ناسيّد قزوينى مىنمودم ، از ملاحظهء آن اشارت و اشتراك خود با سيّد موصلى در دعواى سيادت و إظهار مذهب أهل سنت ، مناظرهء خود را با فقير ، نظير مناقشه و مناظرهء سيّد موصلى با شيخ جمال الدين شناخته ، منفعل گرديده ، و دستها بر سينه نهاده گفت : الحق ما را خوش‌طبعانه آزار نمودى . و ما داستان سيّد موصلى را با علّامه در ج 3 « امام‌شناسى » در درس سى و نهم آورده‌ايم .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 142 | السيد محمد حسين الطهراني