تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
نزول آن سؤال كرد كه دربارهء چه كسى نازل شده است ؟ او در پاسخ گفت : از مسأله‌اى از من سؤال كردى كه هيچكس پيش از تو دربارهء اين مسئله از من چيزى نپرسيده است :

[ روايت ثعلبى در تفسير « كشف و بيان » در شأن نزول آيه سأل سائل ]

پدرم حديث كرد براى من از جعفر بن محمّد ، از پدرانش - صلوات اللّه عليهم كه : چون رسول خدا در غدير خمّ بود ، مردم را ندا كرده و فرا خواند ، و مردم جمع شدند ، آنگاه دست على را گرفت و گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اين گفتار شيوع پيدا كرد ، و همه جا پيچيد و به شهرها رسيد ، و از جمله به حرث بن نعمان فهرىّ رسيد ، و به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، در حالى كه بر روى شتر خود سوار بود ، آمد ، و تا به أبطح رسيد ، و از شتر خود پياده شد ، و شتر را خوابانيد ، آنگاه به پيغمبر گفت : يا محمّد ! تو از جانب خداوند ما را أمر كردى كه شهادت دهيم : جز خداوند معبودى نيست ، و اينكه تو فرستاده و پيامبر از جانب خدائى ! و ما اينها را قبول كرديم و پذيرفتيم ! و تو ما را أمر كردى كه در پنج نوبت نماز بخوانيم ، و ما پذيرفتيم ! و تو ما را أمر نمودى كه زكات اموال خود را بدهيم ، و ما پذيرفتيم ! و تو ما را أمر كردى كه يك ماه روزه بگيريم ، و ما پذيرفتيم ! و تو ما را أمر كردى كه حجّ انجام دهيم ، و ما پذيرفتيم ! و پس از اينها به اينها راضى و قانع نشدى ، تا آنكه دو بازوى پسر عمويت را گرفته ، و برافراشتى ، و او را بر ما سرورى و آقائى دادى و گفتى : من كنت مولاه فعلىّ مولاه . آيا اين كارى كه كردى از جانب خودت بود ، و يا از جانب خداوند عزّ و جلّ ؟ ! پيامبر فرمود : سوگند به آن كه جز او خداوندى نيست ، اين از جانب خدا بوده است ! حرث بن نعمان ، پشت كرد و به سوى شتر خود مىرفت و مىگفت : اللّهمّ إنكان ما يقول محمّد حقّا فأمطر علينا حجارة من السّماء أو ائتنا به عذاب أليم « 1 » « بار پروردگارا اگر آنچه را كه محمّد مىگويد ، حقّ است ، سنگى از آسمان
هامش
( 1 ) - اين گفتار ، برداشتى است از آيه 32 ، از سورهء 8 أنفال : و إذ قالوا اللهمّ إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارة من السّماء أو ائتنا به عذاب أليم .