اينكه خداوند عزّ و جلّ ، شخص أفضل از خلق خود را مىشناخته است ، و ليكن غير أفضل يعنى مفضول در نزد خدا محبوبتر از أفضل بوده است ؟ و يا اينكه مىگويد : خداوند عزّ و جلّ ، أفضل و غير أفضل را نمىشناخته است ؟
[ استدلال مأمون بر اينكه مصاحبت در غار موجب فضيلت نيست ]
إسحق مىگويد : من باز در پاسخ درنگ كردم . مأمون گفت : اى إسحق ! تو هيچ يك از سه احتمال را نمىتوانى اختيار كنى ! زيرا هر كدام از آنها را اختيار كنى ، من تو را توبه مىدهم ( به جهت ملازمهء كفرى كه پديد مىآيد ) . و اگر براى اين حديث در صورت فرض غير أفضليّت على تأويلى غير از اين وجهى كه ذكر كردم به نظر تو مىرسد ، بيان كن ! من گفتم : نمىدانم ، و ليكن أبو بكر هم داراى فضيلت است ! گفت : آرى اگر براى او فضلى نبود ، گفته نمىشد ، على أفضل از اوست ، حال بگو ببينم آن فضيلتى كه الآن براى أبو بكر قصد كردهاى كدام است ؟ ! گفتم : گفتار خداوند عزّ و جلّ :
ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا .
« 1 » « دوّمى از دو نفر در آن وقتى كه آن دو در غار بودند در آن وقتى كه پيغمبر به مصاحب خود مىگفت : اندوهگين مباش ! خداوند با ماست ! » در اين آيه خداوند به أبو بكر نسبت صحبت يعنى مصاحبت و همنشينى با رسول خدا را داده است .
مأمون گفت : اى أبا إسحق ! من تحميل راه دشوار و سخت را در طريق تو ، بر تو نمىكنم ، من چنين يافتهام كه خداوند تعالى نسبت صحبت و همنشينى شخص كافرى را مىدهد با كسى كه او را پسنديده و اختيار كرده است ، و از أفعال او راضى بوده است ، و آن گفتار خداست :
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا
-
لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً .
« 2 »
هامش
( 1 ) - آيه 40 ، از سورهء 9 : توبه .
( 2 ) - آيه 34 و 35 ، از سورهء 18 : كهف . و در اين آيه ، عنوان صاحب به آن شخص مؤمن اطلاق شده