تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
رهبرى مىنمائيم : 1 - أبو هريره تأليف آية الله علّامه سيّد شرف الدّين عاملى تغمّده الله برضوانه . 2 - أبو هريره : شيخ المضيرة تأليف عالم و فقيه مستبصر شيخ محمود أبو ريّة . أمير المؤمنين عليه السّلام در أيّام جنگ صفيّن نامه‌اى براى معاوية بن ابى سفيان نوشتند و آن را به دست أصبغ بن نباته سپردند ، تا آن را به معاويه برساند . أصبغ مىگويد : من بر معاويه وارد شدم و او بر روى نطعى از چرم دبّاغى شده نشسته بود ، و بر دو بالش سبز رنگ تكيه زده بود ، و در طرف راست او عمرو بن عاص ، و حوشب ، و ذو الكلاع ، و در طرف چپ او برادرش : عتبة بن أبى سفيان ، و ابن عامر بن كريز ، و وليد بن عقبة ، و عبد الرّحمن بن خالد ، و شرحبيل بن سمط بودند ، و در برابر او أبو هريره ، و أبو دردآء ، و نعمان بن بشير ، و أبو أمامهء باهلىّ قرار داشتند . من نامه را به معاويه دادم ، و چون آن را قرائت كرد ، گفت : على كشندگان عثمان را به ما نمىسپارد ؟ ! من گفتم : إى معاويه ! خون عثمان را بهانه مگير ! تو سلطنت و حكومت را مىخواهى ! و اگر مىخواستى عثمان را در زمان حياتش نصرت كنى ، مىكردى ! و ليكن تو آن‌قدر دست به دست كردى ، و تمهّل و تربّص نمودى كه عثمان را بكشند ، و تو بهانهء خون عثمان را وسيله براى وصول به پادشاهى خود قرار دهى ! معاويه از گفتار من خشمگين شد . و من خواستم بر خشم او بيفزايم ، فلهذا رو به أبو هريره كرده ، گفتم : اى صحابى رسول الله ! من تو را قسم مىدهم به آنكه هيچ معبودى به جز او نيست ، و به پنهان و آشكار داناست ، و به حقّ حبيب او : مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه به من خبر دهى : آيا تو در روز غدير خمّ حضور داشتى ؟ ! گفت : آرى ! حاضر بودم . من گفتم : دربارهء على چه شنيدى كه رسول خدا مىگفت ؟ ! گفت : شنيدم كه مىگفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه . اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ! و انصر من نصره ! و اخذل من خذله ! من گفتم : پس اى أبو هريره ! تو ولايت دشمن على را أخذ كردى ، و با ولىّ