اعمالشان مشهود است مطابق با همان دين و اسلام واقعى است كه در نزد خداوند تشريع شده است .
و عليهذا مراد از اكمال دين آنها كه عند اللّه پسنديده باشد همان تكميل حقايق دينى تشريع شده در نزد خداوند است كه در قالب تشريع ريخته و همه را نازل كرده تا در قلوب ايشان متمكن گردد و بتوانند خداوند را بعد از يأس كفّار از دستبرد به دينشان عبادت كنند .
و اين همان معنائى است كه گفتيم : معناى اكمال دين ، كمال آن از جهت تشريع فرائض است ، و بعد از نزول آيه ، ديگر فريضهاى نيست ، نه تخليص اعمال مسلمين و بالأخصّ حجّ آنها از اعمال مشركين و حجّ ايشان بطورى كه عملها با هم اختلاط نپذيرد . و به عبارت ساده : معناى كمال دين سير تكاملى آن و بالا رفتن آن به أعلى مدارج و معارج ترقّى از جهت تشريع احكام و كشف معارف حقّهء حقيقيه است . و در اين صورت نقصان بعد از زيادى معنى ندارد . « 1 »
وقوع آيه اكمال دين در بين آيات محرمات طعام عجيب است
بحثى كه در اينجا در تفسير آيه كريمهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ، وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ، وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
نموديم ، فشرده و جوهرهء مطالب نفيس و ارزشمند استاد گرامى ما : حضرت آيه اللّه علّامهء طباطبائى - قدس اللّه تربته الزَّكية - مىباشد كه در دروس تفسيرى و در كتاب « الميزان فى تفسير القرآن » « 2 » بيان فرمودهاند .
مطلبى كه در آيه
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ
و
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
تا جملهء
وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
مورد تعجّب است محلّ و جاى اين آيه است كه با آنچه در تفسير اين كريمهء شريفه مفصّلًا بيان شد ، و دلالت آن بر ولايت در سرحدّ وضوح رسيد ، چگونه اين آيه در وسط آيه مُحرَّمات أكل ، و بين جملهء مستثنى منه و جملهء استثنائيه واقع شده است . چون صدر آيه چنين است .
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ
هامش
( 1 ) - در « تفسير المنار » ج 6 ، ص 167 گويد : گفتار ابن عبّاس كه : دين را خداوند كامل فرموده و هيچوقت ناقص نمىكند ، ثابتتر و ظاهرتر است از گفتار عمر كه : بعد از كمال نيست مگر نقص .
( 2 ) - « الميزان فى تفسير القرآن » ج 5 ، از ص 179 تا ص 194 ، و از ص 208 تا ص 213 .