آيات
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ
تا
رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
مى باشد كه در سورهء مائده آمده ، و بين محرّمات أكل را كه جملهء مستثنى منه را تشكيل مىدهند ، و بين موارد اضطرار كه جمله مستثنى را تشكيل مىدهند فاصله انداخته است ، با اينكه اين دو جمله مُحرّمات و جواز موارد اضطرار كه مستثنى و مستثنى منه هستند به هيچ وجه در تماميت مفاد خود نيازى بدين جملهء معترضه ندارند .
اين جملات را فاصله آوردهاند ، تا خلط مبحث شود و چنين گمان شود كه : مراد از روزى كه كفّار از دستبرد به دين مسلمين مأيوس شدند و در آن روز بايد مسلمين از ايشان نترسند و از ( خدا بترسند ؛ و آن درشت روزى كه دين مسلمين ) را خداوند كامل نموده ، و نعمت را بر آنها تمام كرده است ، روزى است كه مثلًا حكم مُتَرَدية و منخنقة و مُوقَوْذَة و نَطيحَة ( حيوانِ از بلندى پرتاب شده ، و خفه شده و چوب زده شده و شاخ زده شده ) بيان شده و حرمت اينها روشن شده است ، تا آنكه آن جملات كه داراى مُفاد عالى و محتواى راقى است و دربارهء ولايت است به طورى كه دربارهء غير آن نمىتواند بوده باشد ، از منظر و مورد توجّه بيفتد ، و مردم از فكرش بيفتند ، و به دنبال محتواى و مفادش نروند ، و چنين پندارند كه آيه اكمال دين و اتمام نعمت كه به واسطهء آن ديگر در اسلام كمبودى نيست و سزاوار است كه خداوند به دين اسلام راضى باشد ، راجع به مسائل عادى پيش پا افتاده همچون مراودهء با كفّار و حلّيت طعام آنها براى مسلمين و حلّيت طعام مسلمين براى آنها و أمثال ذلك مىباشد .
و محصّل گفتار ما اينست كه :
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا
كلام معترض و جملهء معترضهاى است كه در وسط آيه آمده است ، و آيه براى تماميت معناى خود هيچ توقّفى بر دلالت اين كلام ندارد ، چه اينكه بگوئيم : آيه در وسط آيه نازل شده و از اوّل أمر بين دو جملهء محرّمات و جواز عند الضرورة فاصله شده است ، و چه اينكه بگوئيم : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به كاتبان وحى گفتهاند كه اين آيه را در اينجا قرار دهند ، با فرض انفصال دو آيه و اختلاف آنها در نزول ، با فرض بعيد بودن اين احتمال در نهايت بُعد و چه اينكه بگوئيم : در هنگام تأليف قرآن در اينجا گذارده شده است بدون اينكه در نزول با يكديگر همراه بوده است .
در هر حال جملهء
الْيَوْمَ يَئِسَ
سخن مستقلّى است ، و چون ملاحظه و قياس با صدر آيه و ذيل آيه شود نيز استقلال خود را حفظ كرده ، و ورود آن در اين مورد ، و