تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
عمر گفت : بعد از مرحلهء بُزُول كه كمال حيوان است چيزى نيست مگر نقصان ( يعنى حيوان رو به ضعف مىرود ) و در بعضى از روايات عامّه وارد است كه : چون آيه اكمال دين نازل شد أبو بكر گريست و چون علّت گريستن را از او پرسيدند ، گفت : كمال دليل بر طليعهء پيدايش نقصان است . « 1 »

كمال دين و تمام نعمت زوال پذيرفتنى نيست

بارى مجموع اين سبك از روايات مىرساند كه : معناى نزول آيه در روز عرفه در نزد عمر و أبوبكر توجّه و التفات مردم بود به آنچه از عظمت ظاهر اسلام در مراسم موسم حجّ در مكه مشاهده كرده‌اند ؛ و تفسير اكمال دين و اتمام نعمت را به صفاى جوّ مكه و خلوص آن براى مسلمين در آن روز كرده‌اند ، كه دينى كه مورد پرستش باشد جز دين اسلام نبود بطورى كه بدون ترس از كفّار و حذر از ايشان با اطمينان كامل اعمال حجّ را در مواقف خود انجام داده‌اند . و به عبارت ديگر ، مراد از كمال دين و تمام نعمت ، كمال همان روش و اعمالى است كه در دست مسلمين بوده و به آن عمل مىكرده‌اند ، بدون اينكه دشمنانشان از كفّار با ايشان مخالطه كنند و يا مجبور باشند از آنها حذر كنند ، نه كمال دينى كه به معناى شريعت مجعول من عند اللّه و حاوى احكام و معارف است . و همچنين مراد از اسلام ظاهر اسلامى است كه در دست آنان در مقام عمل بوده است . و به‌طور خلاصه : مراد از دين ، صورت دينى كه از اعمال ايشان مشهود بوده است ، و مراد از اسلام صورت اسلام از جهت شوكت و قوّت مىباشد . اين معناست كه قبول زيادى و نقصان را مىكند . و امّا كليات احكام و معارفِ تشريع شده و نازل شده از نزد خدا ، قبول زيادتى و نقصان را ندارد . زيرا آن زيادتى و نقصان در كلام او آمده است : إنَّهُ لَم يكمَلُ شَىءٌ قَطُّ إلا نَقَصَ . يك سنّت طبيعى و تكوينى است كه در تاريخ و اجتماع نيز به تبع كون و طبيعت مىباشد . و امّا دين هيچوقت محكوم به أمثال اين سنن و نواميس نمىگردد ، و آن حقيقت مُشَرَّعه تغيير و تبديل نمىپذيرد مگر در نزد آنان كه مىگويند : دين همانند ساير سنّت‌هاى اجتماعيه ، متغير و متطوّر است .
هامش
( 1 ) - « تفسير طنطاوى » ج 3 ، ص 145 ، و ص 146 .