تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
يأس كافران ، و براى إكمال دين و إتمام نعمت مؤمنان است نمىتواند غير از روز غدير باشد . و اين استفاده و بحث از خود آيه شد ، بدون ضمّ و ضميمهء روايات . فعليهذا گفتيم : آن رواياتى كه از عامّه وارد شده است و غالباً سندش به غُمَر مىرسد كه مراد از الْيَوْمَ روز عرفه است ، چون مضمونش مخالف كتاب است فى حدّ نفسها از درجهء اعتبار ساقط است . و ذكر بخارى و مُسلم آن روايات را در صحاح خود دليل به صحّت آنها نمىشود ، همچنانكه گفتيم كه بخارى و مُسلم اصولًا داستان غدير را ذكر نكرده‌اند . و اين دو نفر در عدم ذكر متفرّد مىباشند . و از اينجا مىتوان مقدار ارزش و وزن اين دو كتاب را به دست آورد كه : چگونه با آنكه داستان غدير از مسلَّميات بلكه از ضروريات إسلام و بلكه از ضروريات تاريخ است اينها در كتب خود نياورده‌اند . فَتَأمَّلْ جَيداً . و سپس تأمّل كن در علّت اعتبار خصوص اين دو كتاب در نزد علماء عامّه كه در دوران خلافت بنى العبّاس و پس از آن ، بر اريكهء حكم و فتوى و تفسير و حديث نشسته‌اند . از همهء اين بحث‌ها گذشته ، احاديث وارده در نزول آيه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
دربارهء ولايت أمير المؤمنين - عليه أفضل صلوات المصلّين - كه از طريق شيعه و عامّه از بيست حديث متجاوز است مرتبط است به آنچه در شأن نزول آيه تبليغ وارد شده است :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ .
و آن روايات نيز از طريق شيعه و عامّه ، از بيست و پنج حديث تجاوز مىكند . و تمامى اين دو دسته از روايات مربوط است به حديث غدير : مَن كُنتُ مَوْلاهُ فَعَلِى مَوْلاهُ . و همانطور كه دانستيم : حديث غدير حديث متواتر بلكه ما فوق متواترى است كه جماعت كثيرى از صحابه كه تعدادشان بالغ بر يكصد و ده نفر مىشود ، از خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده‌اند . و علاوه بر جميع علماءِ شيعه ، جمع كثيرى از علماءِ عامّه اعتراف و تصريح به تواتر آن نموده‌اند . و همگى بر اين اتّفاق دارند كه : واقعهء غدير در مراجعت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مكّه به سوى مدينه بود ، و نُه روز بعد از روز عرفه بود . و اين ولايت مانند تَوَلّى و تَبَرّى كه بر وجوب آن قرآن كريم در بسيارى از آيات تنصيص نموده است فريضه‌اى از فرائض الهى است ، و جايز نيست كه وجوبش و تشريعش بعد از آيه
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ
امام شناسى (فارسى) — صفحة 52 | السيد محمد حسين الطهراني