صورتى داراى وصف نعمت هستند كه با غرض و مقصد خداوندى از خلقت آنها براى انسان موافق باشند . چون آن نعمتها آفريده شدهاند براى آنكه امداد الهى براى انسان باشند ، و براى پيمودن راه سعادت حقيقيه از آنها استفاده كند و آنها را به كار گيرد كه همان مقام قرب به حضرت معبود سبحانه و تعالى ، و حصول عبوديت و خضوع در برابر مقام عِزّ ربوبيت اوست .
خداوند مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
. « 1 »
« من انس و جنّ را نيافريدم مگر براى اينكه مرا عبادت كنند . »
و بنابراين انسان در هر چه تصرّف كند و آن را در سلوك حضرت بارى و قرب او و پيدا كردن رضا و محبّت او به كار بندد ، آن نعمت است ، و اگر به عكس عمل كند آن نعمت به نقمت بر مىگردد .
و عليهذا اشياء به خودى خود بدون ملاحظهء اين دو جهت ، نه نعمتند و نه نقمت . و چون مشتمل بر روح عبوديت براى انسان گردند و از اين جهت در تحت تصرّف ولايت خداوندى كه همان تدبير ربوبيت حقّ تعالى در شئون بندگان است ، واقع شوند نعمت مىشوند . و لازمهء اين مطلب آنست كه نعمت در حقيقت همان ولايت خداوند است . و هر چيزى وقتى متصف به نعمت مىشود كه به قدر خود مشتمل بر أمر ولايت باشد ، كه همان عبوديت است .
خدا مىفرمايد :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ .
« 2 »
« خداوند ولى كسانى است كه ايمان آوردهاند ؛ ايشان را از تاريكىها به سوى نور وارد مىكند . »
و مىفرمايد :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ .
« 3 »
« اين به جهت آنست كه خداوند مولاى كسانى است كه ايمان آوردهاند ، و حقّاً كه كافران مولائى ندارند . »
و در حقِّ ولايت رسول خود چنين مىفرمايد :
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
هامش
( 1 ) - آيه 56 ، از سورهء 51 : ذاريات .
( 2 ) - آيه 257 ، از سورهء 2 : بقره .
( 3 ) - آيه 11 ، از سورهء 47 : محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم )