مترقّب از آن ، بر آن مترتّب مىگردد .
مراد از نعمت ولايت است
و نعمت عبارت است از چيزى كه با طبع ، ملايم بوده و طبع از قبول آن امتناع نكند و اشياء موجودهء در عالم ، اگرچه بر حسب وقوع آنها در نظام تدبير همگى با هم متّصل و مرتبط و متلائم مىباشند و اكثر آنها و يا همهء آنها نسبت به بعض ديگر نعمت محسوب مىشوند ، همچنان كه خداوند فرموده است :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها .
« 1 »
« و اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را به شمارش در آوريد به پايان عدد آنها نخواهيد رسيد ! »
و فرموده است :
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً .
« 2 »
« و خداوند نعمتهاى خود را بر شما تمام نمود ، چه نعمتهاى ظاهريه ، و چه نعمتهاى باطنيه » ؛ و ليكن خداوند بعضى از آنها را توصيف به شرّ و خسَّت و لَهْو و لَعْب و أوصافى ديگر كرده است كه ممدوح نيست . همانند آيه :
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ .
« 3 »
« و نيست اين زندگى پست و خسيس دنيا مگر شهوت و بازى ؛ و بدرستى كه خانهء آخرت محلّ حيات و زندگى است ، اگر مردم بدانند . »
و همانند آيه :
لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ . مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ
. « 4 »
« دگرگونى و حركتهاى چشمگير مردم كافر در شهرها ، اى پيامبر تو را نفريبد ، زيرا كه بهره و تمتّع كمى است ، و سپس مأوى و محلّ ايشان جهنّم بوده ، و بدجايگاهى است . »
و اين آيات دلالت دارند بر آنكه : اشيائى كه نعمت به شمار مىآيند در
هامش
( 1 ) - آيه 34 ، از سورهء 14 : ابراهيم .
( 2 ) - آيه 20 ، از سورهء 31 : لقمان .
( 3 ) - آيه 64 ، از سورهء 29 : عنكبوت .
( 4 ) - آيه 197 ، از سورهء 3 : آل عمران .