احتمال وقتى متعين مىشود كه تمام احتمالات ديگر منتفى شود . و اين روايت كمتر از احتمال مجرّد از سند نيستند .
و ممكن است بگويند : مراد از إكْمَالِ دين ، پاك شدن بيت اللّه الحرام است براى مسلمين و بيرون راندن مشركين است از آنجا ، به طورى كه مسلمين بتوانند حجّ كنند و با ايشان مشركين نباشند . « 1 »
اين گفتار نيز درست نيست زيرا پاك شدن جَوّ براى مسلمين قبل از يكسال صورت گرفت ، و تقييد آن به لفظ امروز كه در گفتار خدا :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
آمده است معنى ندارد . و علاوه بر فرض اينكه بتوانيم اين صفاى جوّ و پاك شدن بيت اللّه را إتمام نعمَت بدانيم و ليكن إكْمَالِ دِين نمىتوانيم بدانيم .
دين عبارت است از مجموعهء عقائد و احكامى ، و كمال آن نيست مگر به اضافه كردن چيزى به اجزاء و قسمتهاى آن . و پاك كردن و خلوص بيت اللّه را نمىتوان إكمال ناميد زيرا ارتفاع موانع و مزاحمات را از قسمتهاى دين و اجزاء آن اكمال نمىگويند . و از اين گذشته اشكال يأس كفّار از دين به حال خود باقى است .
و ممكن است بگويند : مراد از إكْمَالِ دين ، بيان تفصيلى محرّمات است تا آنكه مسلمين آنها را ياد گيرند و بدان عمل كنند . يعنى از آن محرّمات اجتناب نمايند ، و از كافران مترسند . چون كافران از تظاهر و اميد غلبه بر دين مسلمانان نا اميد شدهاند به علّت آنكه خداوند مسلمين را به اظهار دينشان و به غلبه بر كفّار عزّت بخشيده است .
و توضيح اين مطلب آنست كه : حكمت اكتفاء در صدر إسلام از مُحَرَّماتِ اكل به ذكر چهار چيز از آن يعنى ميتَه و دَم و لَحْم خِنْزِير و
ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
( مردار و خون و گوشت خوك و حيوانى را كه با اسم غير خدا كشته باشند ) چنان كه در بعضى از سورههاى مكّيه وارد است ، و ترك كردن تفصيلات آن محرّمات را كه در اين آيه مائده وارد شده و إسلام آنها را براى مسلمانان ناپسند داشته است ، و بيان نكردن خصوصيات محرّمات را تا بعد از فتح مكّه به جهت بيان تدريجى در حرمت اين
هامش
( 1 ) - اين احتمال را در « تفسير طبرى » ج 6 ، ص 80 از حَكَم و قتاده و سعيد بن جبير روايت كرده است . و در تفسير « الدُّرُّ المنثور » ج 2 ، ص 258 از ابن عبّاس آورده است .