خوردن آن دريغ نداشتند . و در اين صورت چطور خداوند از آن چهار چيز حرام كه اهميتش بيشتر و وقوعش زيادتر است يعنى از مردار ، خون ، گوشت خوك ، و حيوانى را كه به غير نام خدا بكشند بهطور صراحت و بدون ملاحظهء خوفى كه در مردم پديد آيد ، حرمت آنها را ذكر مىكند ، و از چيزهائى كه مهم نيست و گاهى پيش مىآيد ، بهطور ملاحظه و تقيه ، تدريجاً حرمت آنها را ذكر مىكند تا مردم از دين روى نگردانند ؟
و ثالثا بر فرض تسليم ، تشريع احكام بالأخصّ تشريع برخى از آنها إكمال دين نيست ، و در اين فرض بايد گفته شود : اليوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم وَ أَتْمَمْتُ عَلَيكُم بَعضَ نِعْمَتِى .
و رابعاً چگونه خداوند با تشريع اينهمه احكام و قوانين و دستورات ، دربارهء تشريع اين چند حكم منخنقة و موقوذة ، در روز عرفه عنايت خاصّى مبذول داشت و بيان حرمت آن را اكمال دين و اتمام نعمت ناميد ؟ اينجا جدّاً جاى تأمّل است .
و ممكن است بگويند : مراد از اكمال دين ، كامل كردن آنست به سَدِّ باب تشريع كه بعد از اين آيهاى كه مُحرَّمات طعام را ذكر مىكند ، خداوند ديگر حكمى نفرستاد ، و بنابراين دين كامل شد .
و در اين صورت بايد گفت : مقام و موقعيت ساير أحكام نازله بعد از سورهء مائده تا رحلت حضرت رسول اللّه چه خواهد بود ؟ بلكه موقعيت ساير احكامى كه در همين سورهء مائده بعد از نزول اين آيه پس از گذشت روز عرفه نازل شده است ، چه خواهد بود ؟
و از همهء اينها گذشته ، معناى گفتار خداوند تعالى :
وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
( من امروز راضى شدم كه إسلام دين شما باشد ) چه خواهد بود ؟
زيرا تقدير جمله اينست كه : الْيوْمَ رَضِيتُ . اگر مراد از اين آيه ، امتنان براى مردم به ذكر محرّمات طعام در روز عرفه باشد ، وجه اختصاص اين روز كه خداوند سبحانه و تعالى راضى شده است كه إسلام دين باشد چيست ؟ زيرا در اين روز چيزى مشاهده نمىشود كه مناسب رضاى حضرت بارى باشد .
و نيز اكثر اشكالات وارده بر وجوه سابقه بر اين احتمال نيز وارد است .
استفاده معناى يوم از خود آيه : اليوم أكملت لكم دينكم
حال پس از آنكه دانستيم اين احتمالات دربارهء معناى يوْم در آيه كريمه صحيح نيست ، نزديك مىشويم به آنكه بتوانيم معناى يوْم را در اين آيه ، از خود آيه