تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
ديدة تمسخّر نگريست و بعد از آن طبق روية پادشاهان ، يزيد را به إمارت نشانده و براى او از مردم بيعت گرفت . و إسلامى را كه با جهاد رسول اللّه و افرادى همانند حمزه و جعفر و على بن أبىطالب عليه السّلام بر پا ايستاده بود منهدم و مضمحلّ كرد و بكلّى آئين محمّدى و سُنَّت أحمدى را برانداخت . و طبق گفتار خودش روزه و نماز و حجّ و زكات را براى مردم دانست ، و سياست امپراطورى و كسرائى را بر عرب و عموم مسلمين جارى ساخت . و حتّى كار به جائى رسيد كه نه تنها مردم شرف و فضل على را نمىشناختند و سوابق او را در إسلام نمىدانستند بلكه او را يك مرد متجاوز و متعدّى تلقّى كرده و به ديدهء مُنكرَ بر او مىنگريستند . حقيقت نبوّت كه در ولايت متجّلى بود دستخوش نسيان شد و از إسلام جز اسمى و از قرآن جز رسمى و درسى باقى نماند . يعنى در واقع أمر ، زمينه اينطور پيش مىرفت كه إسلام به صورت يك پديده و حادثهء تاريخى آمده و به مرور زمان محو شده و أثر خود را از دست داده است .

قيام عملى سيّد الشهداء و قيام علمى حضرت صادق عليهما سلام اللّه به فرياد اسلام رسيد

در اينجا إسلام و آئين محمّدى نياز مُبْرَم به دو تكان داشت : تكان عملى و تكان علمى . تكان عملى توسّط حضرت سيد الشهداء حسين بن على عليه السّلام صورت گرفت ، و چون صاعقه دستگاه سلطنت جابره را تكان داد ، و همچون بُرْكان و كوه آتشفشان غوغا كرد ، و فرياد و صُراخ آن حضرت به طورى شديد بود كه هر مرده را زنده و هر خواب را بيدار كر ، و عملًا نشان داد كه آئين و رسم محمّدى تبديل به حكومت طاغوتى شده و دنياى بين چين و بين آن طرف مصر و آفريقا به نام إسلام در آتش بيداد ستمگران ضدّ إسلام و معاند با إسلام كه سنّت‌هاى جاهلى را بجاى سنّت‌هاى محمّدى نشانده‌اند ، مىسوزد و طائر بلند پرواز صدق و أمانت و ايثار و ولايت و محبّت در دست صياد خون آشام گرفتار است . و براى اين تكان و اين إعلام هيچ راهى عالىتر و نقشه‌اى والاتر و فكرى صائب‌تر و خط مَشْيى راستين‌تر و مستقيم‌تر از منهاج سيد الشّهداء معقول نيست . او با انتخاب اين قيام آتشين ، و اين عشق شعله ور جهان سوز ضربه را زد به آنجا كه بايد بزند ، و با خطبهء خود راه و هدف و برنامه و مقصد خود را مشخّص نموده و إعلام كرد : اللَهُمَّ إنَّك تَعْلَمُ أنَّهُ لَمْ يكنْ مَا كانَ مِنَّا تَنَافُساً فِى سُلْطانٍ ، وَ لا الْتِمَاساً