تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
شبهه و خطاب اندازد ، و بقدرى به طول انجامد كه صغير در آن فتنه رشد كند و بزرگ شود ، و كبير در آن فتنه پير گردد ، و مردم در آن فتنه امور خود را طبق آن قرار دهند و آن را سنّت شمارند بطورى كه اگر مختصرى از آن تغيير كند بگويند : سنّت تغيير كرده است ، و مردم كار زشتى بجاى آورده‌اند . و سپس فتنه شديد گردد و ذَرارى و كودكان را به اسارت ببرند ، و فتنه چنان ايشان را در هم كوبد و خُرد كند همانطور كه آتش هيزم را خرد كند و همانطور كه آسيا بواسطهء سنگ زيرينش دانه‌ها را خُرد كند و بشكند . مردم براى غير خدا فقيه مىشوند ، و براى غيرِ عمل ياد مىگيرند . و با أعمال آخرتى دنبال دنيا مىروند و دنيا را طلب مىنمايند . سپس حضرت با چهرهء خود رو كردند به جماعتى از أهل بيت خود و خواصّ خود و شيعهء خود كه گرداگرد او بودند و گفتند : واليان و أميران پيش از من كارهائى را انجام داده‌اند كه در آن مخالفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كرده‌اند و در مخالفت با رسول اللّه تعمّد داشته‌اند ، پيمان و عهد رسول اللّه را شكسته‌اند و سُنّت او را تغيير داده‌اند . و اگر من مردم را وادار كنم بر اينكه آنها را ترك كنند و آن بدعت‌ها را به سُنَّت‌هاى اوّليّهء خود برگردانم و در مواضع خودش بگذارم و به همان حالى قرار دهم كه در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است ، لشگر من از من مىپاشند تا جائى كه من يكه و تنها مىمانم يا با أندكى از شيعيان خود كه فضل مرا شناخته‌اند و لزوم إمامت مرا از كتاب خدا و سُنَّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم دانسته‌اند . » آنگاه حضرت نام بسيارى از بدعت‌ها را مىبرند و يكايك را بر مىشمرند و سپس مىفرمايند : اگر من اينها را تغيير دهم و به كتاب خدا و سُنَّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برگردانم إذاً لَتَفَرَّقُوا عَنِّى در آن وقت همه از من جدا مىشوند و متفرّق مىگردند . آنگاه مىفرمايد : وَ اللهِ لَقَدْ أمَرْتُ النَّاسَ أن لَا يجْتَمِعُوا فِى شَهرِ رَمضَانَ إلّا فِى فَرِيضَة ، وَ أعْلَمَتهُمْ أنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِى النَّوافِلَ بِدْعَة فَتَنَادَى بَعْضُ أهْلِ عَسْكَرِى مِمَّنْ يقَاتِلُ مَعِى : يا أهْلَ الإسْلَامِ غُيرَتْ سُنَّة عُمَرَ ، ينْهَانَا عَنِ الصَّلَاة فِى شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً ، « 1 » وَ لَقَدْ خِفْتُ أنْ يثُورُوا فى نَاحِية جَانِبِ عَسْكَرِى ، مَا لَقِيقُ مِنْ
هامش
( 1 ) - در شب‌هاى ماه رمضان هزار ركعت نماز مستحبّى را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سفارش كرده‌اند و در كيفيت آن اختلاف است . و آنچه به نظر ، أقرب مىرسد آنست كه بعد از نماز مغرب هشت ركعت و بعد از نماز عشآء در دههء اوّل و دوم دوازده ركعت ، و در دهه سوّم بيست و دو ركعت ، اين مىشود مجموعاً هفتصد ركعت ، و در هر يك شب از شبهاى قدر نيز يك صد ركعت علاوه مىشود و مجموع هزار ركعت مىشود . خود رسول خدا اين نمازها را انجام مىداده‌اند به‌طور فُرادى ، و حتّى در مسجد چون مشغول مىشدند و مردم ندانسته اقتدا به جماعت با آن حضرت مىكردند حضرت منع نموده ، و علاوه در فواصلى نمازها را رها كرده و به منزل مىرفتند تا به صولت جمعيت شكسته شود . و چون نافله است به جماعت انجام دادن آن حرام است . در زمان ابوبكر نيز به‌طور فرادى انجام مىشد تا در زمان خلافت عمر يك شب در ماه رمضان كه به مسجد آمد و ديد مردم متفرقاً به طور فرادى انجام مىدهند ، خوشش نيامد و گفت : براى جمعيت مردم خوب است به جماعت گزارده شود . يك نفر را به إمامت نصب كرد و از آن به بعد تا به حال عامّه اين نماز را به جماعت بجاى مىآورند . و به صلاة تراويح مشهور است . و اين جماعت از بدعتهاى معروف عمر است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 260 | السيد محمد حسين الطهراني