خطبه اميرالمؤمنين عليه السّلام در تغيير سنتهاى خلاف
چون خلافت به أمير المؤمنين عليه السّلام رسيد كمر همّت بست تا جائى كه ميسر است بدعتها را براندازد و اوضاع را طبق زمان رسول اللّه و بر نهج سيرهء رسول اللّه گرداند ، و از جمله زمين هايى را كه عثمان بخشيده بود ، به بيت المال برگردانيد . خودش در دوّمين روزى كه به خلافت رسيد و مردم مدينه با او بيعت كردند به خطبه برخاست و گفت : ألا كلُّ قَطِيعَة أقْطَعَهَا عُثْمَانُ وَ كلُّ مَالِ أعْطَاهُ مِن مَالِ اللَهِ فَهُوَ مُرْدُودٌ فِى بَيتِ المَالِ ؛ فَإنَّ الحَقَّ القَدِيمَ لا يبْطلُهُ شَىءٌ . وَ اللَهِ لوْ وَجَدْتُهُ قدْ تُزُوِّجَ بِه النِّساءُ وَ مُلِك بِهِ الامَآءُ ، لَرَدَدْتُهُ ؛ فَإنَّ فِى العَدْلِ سَعَة ، وَ مَن ضَاقَ عَلَيهِ العَدْلُ فَالجَوْرُ عَلَيهِ أضْيقُ . « 1 »
« آگاه باشيد كه هر قطعه و زمينى را كه عثمان بخشيده است ، و هر مالى را كه از مال خدا هبه كرده است همه به بيت المال بر مىگردد ، چون حقّ قديم را چيزى نمىتواند باطل كند ، سوگند به خدا كه اگر بيابم كه آن اموال را مهريه زنان خود قرار دادهاند و يا با آن كنيزان خريدارى كردهاند ، من به بيت المال باز مىگردانم . زيرا كه در عدل گشايش و فراخى است ، و كسى كه عدل بر او تنگ آيد جور و ستم بر او تنگتر مىآيد » يعنى اگر كسى عاجز باشد از اينكه تدبير امور خود را به عدل بنمايد ، او از تدبير امور خود به جور و عدوان عاجزتر است ، چون در جور مظنّهء مقاومت و ممانعت است و در عدل نيست .
أمير المؤمنين عليه السّلام با تمام قوا و امكاناتى كه داشت ، در مدّت قريب به پنج سال خلافت ظاهرى خود نتوانست تمام بدعتها را از بين ببرد و سنّت شيخين را براندازد و به مردم بفهماند كه در مقابل كتاب خدا و سنّت پيامبر ، سنّتى ديگر اعتبار ندارد و باطل است . زيرا مردم چنان به آئين خو گرفته بودند كه تغيير اين سنّت مساوق با تأسيس دين جديدى بود ؛ و دست برداشتن از آن در حكم دست برداشتن از مقدّسات دينى ايشان بود .
فلهذا براى حفظ آن سُنَن و آداب ساعى بودند و لشكريان أمير المؤمنين را بجز أفراد تربيت شدهء مكتب آن حضرت كه بسيار اندك بودند ، بقيّهء را همين أهل تسنّن و
هامش
( 1 ) - از جمله و اللّه لو وجدُته تا آخر در « نهج البلاغه » خطبهء 15 است . و تمام اين جملات را شيخ محمّد عَبْده در تعليقهء خود از كَلْبى مرفوعاً از أبى صالح از عبداللّه بن عبّاس روايت كرده است كه : خطب على عليه السّلام و قال كذا .