أصحاب آن حضرت را ببينيم بدست مىآوريم كه اصولًا اگر كسى داراى منهاج على نبود نمىتوانست جزو أصحاب او قرار گيرد و خواه و ناخواه طَرْد مىشد و جَوِّ معنويت و أصالتِ آن حضرت و پيروان واقعيش چنين فردى را در خود نمىپذيرفت . آن حضرت كراراً مىفرمود : مقصودما خداست و برقرارى عدل ، و در اين راه تلاش مىكنيم تا أجل ما برسد . ما هدفى غير از اين نداريم ، ما در انتظار رياست و تقدّم نيستيم .
أبو ذرّ غفارى آن يار راستين و مجاهد نستوه ، و آن صحابى عظيم و جليل القدر رسول گرامى ، يك تنه در شام در برابر مظالم معاويه ايستاد و پس از إرسال او را با زجر و شكنجه به مدينه ، تنها در برابر عثمان مظالم او را برشمرد .
مورّج جليل و محدّث كبير و منجّم عظيم : مسعودى در « مروج الذَّهب » تبعيد أبوذّر را به رَبَذَه مرقوم داشته است و گفته است كه عثمان از مشايعت وى منع كرده است ؛ و گفته است كه : على و حسنين عليهم السّلام و عقيل و عبداللّه بن جعفر و عمّار ياسر از او مشايعت كردند . و اين مشايعت بر عثمان گران آمد تا آنكه گويد : فَلَمَّا رَجَعَ عَلِى ، اسْتَقْبَلَهُ النَّاسُ فَقَالُوا : إنَّ أمير المؤمنين عَلَيك غَضْبَانُ لِتَشّييعِك أبا ذَرٍّ ، فَقَالَ عَلِى : غَضَبَ الخَيلِ عَلَى اللُّجْمِ « 1 » و « 2 »
« چون على از مشايعت أبو ذرّ بازگشت ، مردم او را استقبال كرده گفتند : أمير المؤمنين عثمان بر تو به علّت مشايعتى كه از أبو ذرّ نمودهاى غضبناك است ! على گفت : غضب كرده است همانند غضب اسبان بر لجامهاى خود . » يعنى غضب او بى نتيجه و ثمر است .
و چون در شبانگاه عثمان را ديدار مىكند عثمان مفصّلًا به أمير المؤمنين عليه السّلام اعتراض دارد ؛ از جمله عثمان مىگويد : چرا أمر مرا ردّ كردهاى ؟ ! حضرت مىفرمايد : ردّ نكردهام ! عثمان مىگويد : آيا به تو ابلاغ نشده است كه : من مردم را از ملاقات با أبو ذرّ و از مشايعت او نهى كردهام ؟ حضرت مىفرمايد : أو كلُّ مَا
هامش
( 1 ) - مروج الذهب » طبع مطبعة السعادة سنهء 1367 هجرى ، ج 2 ، ص 350 .
( 2 ) - غَضَبَ الخَيْلِ على اللُّجُم مَثَلى است در عرب كه زده مىشود براى كسى كه غضب مىكند بدون فائده و بدون محلّ ، و غضب منصوب است بنا بر مصدر أىْ غَضِبَ غَضَبَ الخيل . ( مجمع الامثال ميدانى ج 2 ، ص 56 ) .