خلاف ديرين و أوَّلين خود بازگشتند و حقّ را به پشت سرهاى خود پرتاب كردند و عهد و آيات الهى را به بهاى اندك فروختند ؛ و چقدر معامله بدى كردهاند .
و چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آستانهء مرگ قرار گرفت ، قبل از رحلتش فرمود : « دوات و سپيدى بياوريد براى آنكه إشكال أمر را از شما زايل كنم و براى شما بيان كنم كه مستحقّ خلافت پس از من كيست ؟ » عمر گفت : اين مَردك را وِلْ كنيد كه هَجْر مىگويد و اختلاط بهم رسانيده است - و يا آنكه بواسطهء مرض سخن نامعقول و هذيان مىسرايد - » .
إمام غزّالى در اين سخنان كوتاه حّق مطلب را ادا كرده است و حقيقت را فاش نموده است . و البتّه اين إدراك و فهم در أثر همان ترك هواى نفس و حبّ رياست ، و دست برداشتن از مقام حجّة الإسلامى و رياست مدرسهء نظاميهء بغداد و تمام سِمَتهاى رياست دنيوى از تدريس و إفتآء و قضاوت و رتق و فتن امور دينى بر اساس فقه شافعى بوده است كه مدّت ده سال در شام انعزال اختيار كرده و به رياضتهاى شرعيه باطن خود را تصفيه نموده ، جوهر نفس خود را به مخالفتهاى نفس شيطانى و استمداد از نفحات رحمانى جلا بخشيده ، از موهومات گذشت و به حقّ پيوست و از مجاز به حقيقت گرائيد . چنانچه از مطاوى كتاب خود كه به صورت رسالهاى به نام الْمُنقِذُ مِنَ الضَّلالِ بعد از بازگشتش از شام تحرير نموده است به خوبى پيداست .
البتّه خداوند سعى و كوشش مردان راه خدا را ضايع نمىگذارد و به مُفادِ
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ .
« 1 » و نيز به مفاد
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ .
« 2 » راههاى سعادت را به آنها نشان داده و به حيات طيبه رهبرى مىكند و پاداش آنان را به بهترين وجهى عنايت مىفرمايد .
غزّالى بدون شك سنّى مذهب بوده است و از طرفداران مكتب عمر و بلكه از
هامش
( 1 ) - آيه 69 ، از سورهء 29 : عنكبوت : « و آن كسانى كه دربارهء ما جهاد مىكنند ، ما را به راههاى خودمان ايشان را راهنمائى مىكنيم ؛ و البتّه خداوند با نيكوكاران است » .
( 2 ) - « آية 97 ، از سورهء 16 : نحل » « هر كس عمل صالح انجام دهد چه مرد باشد و چه زن باشد ، در حالى كه مؤمن باشد ، ما به حيات طيبه او را حيات مىبخشيم و پاداش آنها را به بهترين وجهى از آنچه به جاى آوردهاند مىدهيم » .