تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
واقعيت در پرده غيب پنهان است . و چون تغييرات او در دين به عنوان دين محسوب شد پيروان او ، او را قِدِّيس تلقّى كرده ، از سنّت او همانند سنّت پيامبر احترام مىكنند ، با آنكه عقل و شرع و وجدان حاكمند بر آنكه غير از وحى إلهى هيچ چيز قابل پيروى نيست ، و لزوم پيروى از پيغمبران به جهت ايصال به عالم غيب است و گرنه تقليد كور كورانه در همهء مراحل محكوم است . عُمَر تصرّفات در منهاج رسول خدا كرده ، از نزد خود چيزهائى آورد كه به سنّت عمر ، و با ضميمهء چيزهائى را كه خليفه قبل از او آورده است به سنّت شيخين معروف و مشهور است . و از اينجا به‌طور وضوح معلوم مىشود كه : ضرر او براى إسلام حقيقى و سنّت محمّدى بسيار گران‌تر و سنگين‌تر از ضرر أبو سفيان و أبو لَهَب و أبو جهل و أمثالهم بوده است . زيرا آنان با همهء آن كارشكنىها و جنگ‌ها و مصائبى كه براى إسلام و مسلمين و بالأخصّ براى رسول خدا به بار آوردند ، مقصودشان جلوگيرى از رسول خدا از جهت ظاهر ، و عدم پيشرفت إسلام از جهت حكومت و رياست بوده است . آنها مىخواستند خودشان رئيس باشند نه رسول خدا . أمّا عُمَر جلوگيرى از معنويت و ولايت و عاطفهء إسلام نمود . عمر دين را با سنّت خود توأم كرد ، و مخلوط و ممزوج از آن را تحويل امَّت داد . عُمَر در معنويت إسلام رخنه كرد و منهاج و روية خود را به صورت دين و در لباس دين به مردم تحميل كرد . فلهذا مىبينم كه منهاج أبو سفيان‌ها از بين رفته و در عالم به عنوان خاصّ طرفدارى ندارد ولى منهاج عمر باقى است ، و به هيچ وجه نمىتوان به يك مرد سنّى مذهب حالى كرد كه منهاج او حجّيت شرعى ندارد ؛ حجّت كتاب خدا و سنّت رسول خداست و بس . علّت آنكه در روايات شيعه او را به سامِرى در قوم حضرت موسى تشبيه كرده‌اند براى همين أمر است كه سَامِرى از نقطه نظر معنويت ، تصرّف در دين موسى نموده و بنى اسرائيل را به عبادت عِجْل ( گوساله ) دعوت كرد . او تنها يك حاكم شائق حكومت ظاهرى باشد نبود . حبّ رياست بر مردم بالاخصّ رياست معنوى بسيار تأثيرش از ساير معاصى بيشتر و صاحبش را سريع‌تر در ورطة سقوط و بَوار و هلاك مىافكند و تمام زحمات و عبادات و جهادهاى ديرين را طعمهء حريقِ هوى مىكند .

گفتار غزالى درباره غدير و انحراف خلفاى انتخابى

إمام مُحمَّد غَزَّالى دربارهء اينكه آيا : ترتيب خلافت خلفاء به نصّ است و يا به